تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣

قاعده اوّل : قاعده تبادر

چنان كه گفتيم وضع لفظ براى معنا سه مرحله دارد كه مرحلهء نخست آن ، مرحلهء اعتبار حكايت است و مرحلهءدوم آن ، تبدّل حكايت اعتبارى به حكايت حقيقى لفظ از معناست و مرحلهء سوم ، مهارت ذهن در حكايت لفظ از معناست . در آنجا كه جامعه‌اى وجود دارد ذهن اجتماعى اين سه مرحلهء وضع را طى مىكند . ابتدا با اعتبار حكايت يا وضع آشنا مىشود و اعتبار حكايت را مىپذيرد و در نتيجه ، اعتبار حكايت از يك اعتبار فردى يا خاص به يك اعتبار اجتماعى و عمومى تبديل مىشود ، و سپس اين اعتبار عمومى در ذهن عمومى به حكايت حقيقى لفظ از معنا تبديل مىشود و سپس تبديل به يك مهارت عمومى مىشود . هنگامى كه حكايت لفظ از معنا تبديل به يك مهارت عمومى شد ، لفظ به عنوان حاكى از معنا در جامعه به‌كار برده مىشود و به بخشى از زبان تفاهم متعارف جامعه تبديل مىشود . در اينجاست كه به مجرّد سماع لفظ توسط يكى از افراد چنين جامعه‌اى - يعنى جامعه‌اى كه اين وضع يا اعتبار حكايت لفظ از معنا را پذيرفته و در آن مهارت يافته - حكايت از معنا صورت مىگيرد و حكايت از معنا اثر جدايىناپذير لفظ خواهد بود . بنابر اين بهترين و دقيق‌ترين علامت وجود رابطهء وضعى بين لفظ و معنا يا به تعبيرى ديگر : حقيقىبودن معنا براى لفظ ترتب اين اثر بر لفظ يعنى مهارت در حكايت لفظ از معناست . از اين حكايت مهارتى يا ماهرانه به تبادر تعبير مىشود . از آنچه گفتيم معلوم شد اشكال دور درعلاميت تبادر نسبت به معناى حقيقى بىاساس است ؛ زيرا در اشكال دور چنين گفته مىشود كه علم به وضع متوقف بر تبادر معناست از لفظ ، و از سويى ديگر تبادر معنا از لفظ متوقف بر علم به وضع است پس دور به‌وجود مىآيد و دور باطل است . توضيح بطلان دور بنابر آنچه گفته شد بدين قرار است كه : تبادر معنا از لفظ نتيجه مهارت حاصل از كثرت استعمال است ، و استعمال لفظ در معنا به وسيلهء تقليد از ديگران صورت مىگيرد كه با پذيرش اجمالى اعتبار وضعى از
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 203 | الشيخ محسن الأراكي