تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
3 ) تهيؤ دلالت بر معناى مجازى به كمك قرينه ( تهيؤ دلالت مجازى ) : نظير تهيؤى كه در نتيجهء همان وضع ، در لفظ « اسد » براى دلالت بر « رجل شجاع » ، به سبب استعمال مقترن به قرينه حاصل مىشود ؛ 4 ) تهيؤ دلالت بر لوازم و توابع معناى مجازى : نظير تهيؤى كه در نتيجهء همان وضع در لفظ اسد براى دلالت بر شجاعت « رجل‌شجاع » حاصل مىشود . براى توضيح بيشتر ، مثالى ديگر مىآوريم : لفظ « زكات » در زبان عربى در اصل ، به‌معناى : نقاوت و پاكيزگى مادّى زرع و كشت از خار و خاشاك است ، و « تزكيه » به‌معناى : تطهير از اين آلودگى ها است . قوهء دلالت - بمجرّد الاستعمال - لفظ « زكات » بر « نقاوت‌مادّى » از خار و خاشاك به‌وسيلهء وضع ، حاصل شده است . لكن ، لازمهء نقاوت و پاكى از خار و خاشاك : رشد و نموّ است ؛ زيرا با ازالهء خار و خاشاك - كه مانع رشدند - راه رشد و نموّ باز مىشود و رشد كشت و زرع محقق مىشود . وضع لفظ « زكات » براى « نقاوت » - كه همان زوال خار و خاشاك و موانع و مزاحمات است - در اين لفظ ، قوهء دلالت بر لازم آن ( رشد و نمو ) به‌وجود آورده است ؛ كه به‌مجرّد استعمال لفظ « زكات » - علاوه بر آنكه : دلالت لفظ « زكات » بر « نقاوت » از خار و خاشاك و زوال آلودگىها و موانع رشد و نمو ، فعلى مىشود - دلالت فعلى ديگرى نيز ، بر : رشد و نموّ خواهد داشت . از سويى ديگر ، لفظ « زكات » كه در اصل ، به‌معناى : زوال خار و خاشاك يا موانع مادّى رشد و نموّ است مجازاً در زوال موانع معنوى رشد و نموّ نفس آدمى به‌كار مىرود ، و لازمهء اين معناى مجازى رشد و نموّ نفس است . در نتيجهء وضع لفظ « زكات » براى معناىحقيقى آن كه زوال موانع مادّى است ، قوهء دلالت بر معناىمجازى كه رفع موانع‌معنوى رشد نفس آدمى است و به تبع آن قوهء دلالت لفظ « زكات » بر رشد و نموّ معنوى نفس آدمى حاصل مىشود . بنابر اين ، در نتيجهء همان وضع‌اوّلى قوه‌اى در لفظ « زكات » به‌وجود مىآيد كه هنگامى كه گفته مىشود « نفس‌زاكيه » ، « زاكيه » در اينجا به‌معناى : « ناميه » و « ساميه » و « راقيه » به‌كار رفته كه همان لازم معناى مجازى آن است . اكنون كه آثار و نتايج قهرى وضع معلوم گشت كه همان پيدايش قوه‌ها و استعدادهاى چهارگانه دلالت لفظ است بر معنا يا به تعبيرى ديگر قوه‌ها و استعدادهاى چهارگانهء حكايت لفظ است از معنا ، نوبت آن است كه همان‌گونه كه عنوان اين بحث است به قواعد عام دلالت وضعى كه متفرّع بر قانون وضع مىباشند بپردازيم :