1 ) ركن وضع كه قوهء دلالت را در لفظ به وجود مىآورد ؛
2 ) ركن استعمال كه دلالت بالفعل لفظ را بر معنا موجب مىشود .
لهذا ، قواعد عام دلالت لفظى بر دو قسماند :
1 ) قواعد عام دلالت لفظى ناشى از ركن نخستين دلالت ؛ يعنى : وضع ؛
2 ) قواعد عام دلالت لفظى ناشى از ركن دوم دلالت ؛ يعنى : استعمال .
ركن اوّل ( يعنى : وضع ) چيزى جز همان اعتبار حكايت لفظ از معنا نيست .
اعتبار حكايت لفظ از معنا ممكن است از سوى يك فرد آغاز شود ؛ لكن هنگامىكه اين اعتبار مورد پذيرش عرف جامعه قرار مىگيرد به « لغت » تبديل مىشود ، و وضع به قانون مورد پذيرش آن جامعه مبدّل مىگردد .
همانگونه كه اشاره كرديم : آنچه بر « وضع لفظ براى معنا » مترتّب مىشود ، يا به تعبير ديگر : نتيجه وضع ، تهيؤ لفظ براى دلالت بالاستعمال - يا امكان و استعداد وقوهء دلالت لفظ بر معنا به سبب استعمال - است . اين قوه ، قوهء قريبه به فعل است ، بدينمعنا كه شرطى براى فعليتيافتن به جز استعمال ندارد . در حقيقت ، وضع ، تهيؤى در لفظ به وجود مىآورد كه بهمجرّد استعمال دلالت بر معنا پيدا كند ، يعنى دلالت فعلى بر معنا داشته باشد . اين تهيؤ يا امكان واستعداد و قوه چند نوع است و بهحسب تنوع تهيؤات يا استعدادها يا تنوّع امكانهايى كه در نتيجهء وضع در لفظ بهوجود مىآيد قوانينى نزد عقلا براى سامان دهى اين تهيؤات يا استعدادها بالتبع جعل شده است كه از لوازم قهرى جعل نخستين ، يعنى قانون وضع ، يا اعتبار حكايت لفظ از معنا مىباشند . از اين قوانين مىتوان به اعتبارات يا به قوانين تبعى يا به عبارتى ديگر دنبالههاى قانون وضع تعبير نمود .
اصلىترين انواع تهيؤ و استعدادى كه در نتيجهء وضع ، در لفظ پديد مىآيد عبارت است از :
1 ) تهيؤ دلالت بر معناى حقيقى ( تهيؤ دلالت حقيقى ) : نظير تهيؤى كه در نتيجهء وضع در لفظ اسد براى دلالت بر حيوان مفترس - بهمجرّد استعمال - بهوجود مىآيد ، اين تهيؤ بهوسيلهء وضع در لفظ اسد حاصل مىگردد ؛
2 ) تهيؤ دلالت بر لوازم و توابع معناى حقيقى : نظير تهيؤى كه در نتيجهء همان وضع در لفظ اسد براى دلالت بر معناى قوت و شجاعت حاصل مىشود ؛
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٢٠٠