بردارى ذهن است از حكايتى كه صورت معنا از واقع معنا دارد ، و اينكه ذهن اين حكايت را بهوسيلهء كپى بردارى به صورت لفظ مىدهد ، و در نتيجه صورت لفظ نيز همچون صورت معنا حاكى از واقع معنا مىشود .
از آنجا كه حكايت لفظ از واقع معنا كپى بردارى از حكايت صورت معنا از واقع معناست خواص آن حكايت ( حكايت صورت معنا از واقع معنا ) به حكايت لفظ از معنا نيز منتقل مىشود . يكى از خواص حكايت صورت معنا از واقع معنا اين است كه حكايت صورت معنا از ذات معناست و حكايتش از لواحق و عوارض معنا تبعى و عرضى است . مثلًا صورت سيب در ذهن حكايتى از ذات سيب ( خود سيب ) دارد و حكايتى نيز از مكان و زمان و رنگ و بو و حجم سيب دارد ؛ لكن حكايت صورت سيب از ذات سيب با تغيير همه اين خواص همچنان باقى است ، مثلًا هنگامىكه سيب روى درخت است و كوچك و كال و سبز رنگ است سيب است ، وقتى بزرگتر مىشود و مىرسد ، حجمش تغيير مىكند رنگ و بو و طعمش نيز تغيير مىكند از درخت جدا مىشود به درون بستهبندى مخصوص جاى مىگيرد همچنان سيب است ، بلكه حتى در آنجا كه تبديل به قطعههاى كوچك با ابعاد هندسى متفاوت مىشود و مربا يا كمپوت و يا احيانا خورش و ترشى از آن ساخته مىشود ، سيب همچنان سيب است .
حكايت صورت ذهنى از سيب علىرغم همه اين تبديلات و تغييراتى كه در احوال و اوضاع سيب پديد مىآيد تغيير نمىكند ؛ زيرا حكايت اصلى صورت سيب از ماهيت و طبيعت سيب است ، و حكايت آن صورت از اوضاع و احوال عارضى و جانبى سيب حكايت تبعى و ثانوى است كه تغييرات حاصله در آن هيچگونه خدشهاى در حكايت صورت سيب از ذات سيب ايجاد نمىكند .
حكايت لفظ از معنا كه استنساخى از حكايت صورت معنا از معناست نيز به همين نحو است ؛ يعنى : حكايت از ذات معناست ، و لواحق و عوارض به تبع معنا ، مورد حكايت قرار مىگيرند ؛ لذا با تغيير آنها خدشهاى در حكايت لفظ از معنا بهوجود نمىآيد .
بنابراين قاعده ، الفاظ براى طبيعت معانى وضع مىشوند ، و جهات عارضى و لواحق جنبى در موضوعله لفظ دخالت ندارند .
بر اين اساس است كه مىتوان معانى الفاظ قرآنى فراوانى نظير : « عرش » ، « كرسى » ، « قلم » ، « لوح » ، « يدالله » ، « وجهالله » و امثال آنها را مشخص نمود . موضوعله اصلى اين الفاظ
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٢٠٦