تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

بنياد قوانين عقلايى دلالت

مناسب است پيش از بيان قوانين عقلايى دلالت ناشى از وضع ، به مطلب مهمّى در رابطه با اساس قوانين عقلايى رفتارى و گفتارى اشاره كنيم : قوانين عقلايى سامان‌بخش روابط اجتماعى - چه قوانين گفتارى و چه رفتارى - در حقيقت مشخص‌كنندهء حقوق ومسؤوليت‌هاى متقابل انسانها نسبت به يكديگرند و هر حقى كه به نفع انسانى بر عهدهء ديگرى وجود دارد همراه بامسؤليتى است كه به نفع ذى حق بر عهدهء انسان ديگر است . بنابر اين ، هر انسانى نسبت به انسان ديگر حقى دارد و مسؤوليتى . اين حق و مسؤوليت شكل‌دهنده و تنظيم‌كنندهء روابط رفتارى و گفتارى انسانها با يكديگر است . هر گفتار يا رفتارى كه از انسانى نسبت به ديگرى انجام مىگيرد مىتواند موضوع حقى و در كنارش مسؤوليتى باشد . معناى حجّيت ظهور چيزى جز اين نيست كه مسؤوليتى كه انسان از طريق گفتار بر عهده مىگيرد بر مبناى ظاهر گفتار تعيين و تشخيص داده مىشود . در مباحث دلالت ، قواعد كلى تعيين و تشخيص دلالت يا ظاهر گفتار را مورد بررسى قرار مىدهيم ، و مسائل مربوط به حجّيت در مباحث حجج مورد بحث قرار خواهند گرفت . مباحث دلالت با مباحث سمانتيك
scitnames
مناسبت دارد ، اگر چه در مباحث سمانتيك از قواعد دلالت الفاظ به طور كلى بحث مىشود ، و مباحث الفاظ اصول بيشتر به قواعد دلالتى نظر دارد كه در فقه كاربرد دارد . و مباحث حجيت با مباحث هرمنوتيك
scituenemreH
تناسب دارد ؛ لهذا در مباحث حجيت به برخى مباحث هرمنوتيك كه به نحوى با مباحث اصولى مرتبط است خواهيم پرداخت . از سوى ديگر بايد دانست كه مباحث دلالت اصول - اعم از قواعد دلالت عام يا قواعد دلالت خاص - ربطى به مباحث مربوط به فلسفهء تحليلى ندارد ، زيرا در مباحث دلالت دربارهء قواعد دلالت بحث مىشود ، و به مناسبت قواعد دلالت بحث دربارهء معناى لفظ به ميان مىآيد ، لكن مباحث فلسفهء تحليلى دربارهء تحليل معنا ، و به تعبيرى معناى فلسفى يك معنا بحث مىكند و نظرى به رابطهء معنا با لفظ ندارد . انواع دلالت تهيؤى ( قوه دلالت ) سابقاً اشاره شد ، دلالت لفظى بر دو ركن و پايه مبتنى است :