* نتيجه دوم : بنابر نظريهء مختار در وضع يعنى نظريهء اعتبار حكايت لفظ از معنا ، تعدد اقسام وضع بهلحاظ موضوعله بهنحوى ديگر متصوّر است كه با آنچه در بيان مشهور محقّقين اصولى آمده است متفاوت است .
بنابر نظريهء مختار در وضع ، نحوهء حكايت صورت معناى موضوعله از واقعيت محكىعنه خود مىتواند متفاوت باشد و به حسب تفاوت نحوهء حكايت صورت معنا از واقع معنا ، نحوهء وضع لفظ براى معنا نيز متفاوت خواهد شد .
اختلاف نحوهء حكايت لفظ از معنا از سه جهت ممكن است ناشى شود :
* جهت اوّل : ظرف واقعيت محكىعنه ؛ زيرا همانگونه كه در مقدمات اين بحث گفتيم ظرف واقعيت محكىعنه ممكن است خارج باشد نظير صورت « انسان » به عنوان كلّى طبيعى كه از مصاديق خارجى خود حكايت مىكند ، يا صورت « زيد » كه از مصداق خارجى خود حكايت مىكند . و ممكن است ظرف واقعيت محكىعنه ذهن باشد نظير صورت « انسان » به عنوان كلّى عقلى ، يعنى انسان مقيد به قيد كليت كه ظرف وجودش ذهن است .
* جهت دوم : قابليت انطباق صورت معنا بر كثيرين و عدم قابليت انطباق آن بر كثيرين ، و به عبارتى ديگر تكثر و قابليت تكثر محكىعنه و يا عدم تكثر و عدم قابليت تكثر محكىعنه . قابليت تكثّر در آنجاست كه ذهن صورت را حاكى از ماهيت معنا مىداند ؛ لكن در آنجا كه صورت معنا حاكى از وجود متشخص معناست ( بهحسب ظرف وجود آن خواه خارج باشد خواه ذهن يا نفسالامر ) قابليت تكثّر وجود ندارد .
* جهت سوم : آنجا كه صورت معنا قابليت انطباق بر كثيرين دارد ، نحوهء انطباق بر مصاديق متكثّره متفاوت است به همان انحاء تفاوتى كه در مقدّمهء پنجم توضيح داديم . بنابراين جهات سهگانه ، وضع به لحاظ موضوعله به اقسام زير تقسيم مىشود :
1 ) وضع خاص كه مقصود آنجاست كه صورت معناى موضوعله قابليت انطباق بر كثيرين نداشته باشد . وضع خاص ، به وضع خاص خارجى و وضع خاص ذهنى منقسم مىشود . آنجا كه ظرف وجود موضوعله خاص خارج است وضع خارجى است ، و آنجا كه ظرف وجود موضوعله خاص ذهنى است وضع بهلحاظ موضوعله ذهنى است . و مقصود از خارجى در اينجا اين است كه صورت معناى موضوعله « حاكياً عن الخارج » لحاظ شده و مقصود از ذهنى اين است كه صورت معنا « حاكياً عن الوجود الذهنى » لحاظ شده است ؛
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٧١