تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
اين خود نشانهء روشنى بر اين حقيقت است كه لغات واضع بشرى ندارند ؛ بلكه واضع آنها خداى متعال است ؛ * و امّا دليل‌دوم بر مدّعا اين است كه با مراجعه‌اى مختصر به هر لغت از لغات بشرى به اين حقيقت شگرف دست مىيابيم كه الفاظ متنوع بى شمارى براى معانى متنوع و بى شمارى وضع شده است كه وضع آن دسته بى شمار از الفاظ براى اين دسته بىشمار از معانى از قدرت بشرى خارج است و قدرت وضع آن همه الفاظ متنوع و پيچيده براى آن همه معانى متنوع و دقيق تنها از آن حقّ متعال است . * نقد نظريه محقق‌نائينى : نظريهء محقّق‌نائينى با اشكالات متعدّدى روبروست كه مهم‌ترين آنها از قرار ذيل است : 1 ) عين آنچه ايشان در دليل اوّل آورده‌اند بر عليه نظريهء ايشان وارد است بدين تقرير كه اگر لغات از سوى خدا وضع شده و به افرادى خاص از بشر الهام شده بود لازمه‌اش آن بود كه نام و نشانى از اين افراد مهم در تاريخ به جا بماند و اينان به عنوان وسايط الهام اوضاع لغوى در ميان بشر شناخته شوند ( لو كان لبان ) ، در حالىكه در تاريخ اثرى از چنين مطلبى نيست ، بلكه در حقيقت چنانچه اين نظر صواب بود - اين نوع انتقال اوضاع لغوى به انسان‌ها نظر به اينكه غيرعادى است بيش از ساير وقايع تاريخى جالب توجه بوده و بايد بيشتر مورد توجه تاريخ‌نويسان و راويان‌حوادث و وقايع قرار مىگرفت ؛ 2 ) اوضاع لغوى مانند اعراف و رسوم اجتماعى در بين جوامع به‌تدريج و از سوى انسان‌هاى مختلفى وضع شده و از سوى ديگران پذيرفته شده و به‌كار گرفته شده‌اند و چون اين روند به‌تدريج بوده يعنى : اوّلًا : در بسيارى موارد وضع تعينى بوده است نه تعيينى و ثانياً آنجا كه تعيينى بوده است نيز اندك اندك انجام گرفته و به‌طورى نبوده است كه به عنوان يك تحول دفعى جالب توجه يا يك حادثه غير منتظره يا حساسيت برانگيز در تاريخ ثبت شود بلكه نظير هزاران حادثه و رخداد روزانهء ديگر در چرخهء زندگى انسان‌ها جريان داشته ، بدون آنكه توجه كسى را جلب كند تا به عنوان يك حادثه در تاريخ ثبت شود ، و بر اين اساس ، دست‌اندر كاران آن نيز نام و نشانشان به ياد بماند ؛ بلكه در حقيقت ، وضع لغوى امروزه نيز به عنوان يك جريان مستمر زندگى انسان‌ها در حال حدوث و جريان است . امروزه نيز بشر در حال وضع لغوى تدريجى است كه پس از گذشت زمانى آثار آن در تغيير و تحول ادبيات جوامع مشهود و محسوس مىگردد ، بدون آنكه قهرمانان اين تغيير و تحول نام و نشانى در مسير تغيير و تحول لغات از خود بجا بگذارند ؛ زيرا قهرمانان آن هزاران انسانند نه يكى يا دو تا ، و آن هم در يك فرايند زمانى ممتد ؛ نه در يك لحظه مخصوص ، تا سمع و نظر كسى را جلب كند و در گوش و ديدهء تاريخ و تاريخ‌نويسان درآيد .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 163 | الشيخ محسن الأراكي