تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
پرندگان را ايجاد كرد تا بر بالاى زمين در آسمان پرواز كنند پس خداوند جانوران را بركت داد و زمين را رونق بخشيد ! سپس اراده‌ى خداوند تعالى بر آن تعلق گرفت كه آدم و فرزندان وى را پديد آورد تا در زمين ساكن شوند و بر ماهيان دريا و پرندگان آسمان و بهائم و بر تمامى زمين و همه‌ى حشراتيكه بر زمين مىخزند حكومت نمايند . « 1 » پس فرشتگان خود را گفت كه در زمين مخلوق جديدى پديد خواهم آورد كه خليفه‌ى من در آنجا باشد . فرشتگان چون خود را شايسته‌ى منصب خلافت در زمين مىدانستند و اولويت خود را ثابت مىشمردند بر سبيل پرسش نه اعتراض ، گفتند : آيا در زمين كسى را ميآفرينى كه در آن فساد كند و خونريزى نمايد ؟ ! ، در صورتى كه ما ترا تسبيح ميگوئيم و ستايش ميكنيم و مقدس مىداريم ! . پروردگار آنانرا پاسخ داد كه من چيزى را مىدانم كه شما بر آن آگاه نيستيد ! .
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
. « 2 » . « هنگامى كه گفت پروردگار تو ، مر فرشتگانرا : همانا من پديدآورنده‌ام در زمين خليفه‌يى . گفتند : آيا پديد مىآورى در آن كسى را كه فساد كند در آن و بريزد خونها را ؟ ، ما تسبيح مىكنيم بستايش تو و مقدس مىداريم ترا ! . گفت : همانا من ميدانم آنچه را كه شما نمىدانيد . » پس خداوند آدم را از خاك زمين بسرشت و در بينى وى روح حيات دميد و آدم نفس زنده شد و نيز باغى در عدن به طرف مشرق غرس نمود و آدم را در آنجا گذاشت و در آن باغ درختان خوشنما و خوش خوراك برويانيد ، همچنين درخت حيات را در وسط باغ و درخت معرفت نيك و بد را قرار داد و بفرمان وى نهرى از عدن بيرون آمد تا باغ را سيراب كند و از آنجا به چهار شعبه منقسم شد كه نام آنها عبارت بود از :
هامش
( 1 ) - اقتباس از سفر پيدايش ، باب اول . ( 2 ) - سوره‌ى بقره ، آيه 28 .
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 290 | الشيخ البهائي العاملي