آنچه ميپرستيد از جز خدا ! آيا تعقل نميكنيد ؟ ! . »
ليكن هيئت قضات چون در مقابل حجت نيرومند ابراهيم فرو ماندند براى جلوگيرى از رسوائى به زور متوسل شدند تا چهرهى زشت شكست خود را بپوشانند ، پس رأى صادر كردند و گفتند كه ابراهيم را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد ! .
قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ
. « 1 »
گفتند بسوزانيد او را و يارى كنيد خدايان خود را ، اگر هستيد كنندگان ! »
پس انديشهى سوختن ابراهيم در دلها جاى گرفت و بدين منظور از هر سوى خروارها هيزم فراهم ساختند و همهى افراد براى تقرب بخدايان خود در اين كار شركت جستند ، تا اينكه وسايل كار كاملا آماده گرديد و آتش عظيمى افروختند و طولى نكشيد كه آتش زبانه كشيد و شعلههاى آن به آسمان برخاست .
در اينوقت ابراهيم را دست بسته بدرون آتش پرتاب كردند و صداى هلهلهى شادى و فريادهاى سرور آميز قوم فضا را پر ساخت .
ابراهيم با روحى آرام و قلبى آكنده از ايمان و اطمينان به حق ، خود را تسليم آتش كرد .
ليكن آتش بر خلاف قانون كلى طبيعت كه وظيفهيى جز سوختن ندارد ، بفرمان حق عز و جل بر ابراهيم سرد و سلامت گرديد ! .
قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
! . « 2 »
« گفتيم اى آتش سرد و سلامت باش بر ابراهيم ! . »
پس از چند روز كه شعله و دود آتش فرو نشست قوم مشاهده كردند كه ابراهيم صحيح و سالم و شادان بعبادت حق مشغول است ، از ديدن اين منظره در بهت و حيرت فرو رفتند و شرمنده و مبهوت سرها را به زير افكنده متفرق شدند .
نمرود بن كنعان بن كوش چون از اين واقعه خبردار شد ، ابراهيم را
هامش
( 1 ) - سورهى انبياء . آيه 68
( 2 ) - سورهى انبياء ، آيه 69