كتاب خواندهيى ؟ و يا كدام باب خواندهيى ، آنگاه اگر خواهند كه آزمودن درك و قابليت او كنند از آن كتاب از وى ميپرسند .
مثلا اگر تو چيزى از آن خبر نداشته باشى و من از تو بپرسم جاى مساله و تعجب خواهد بود ، اما چون قبل از اين گفتى كه من در تصوف مهارت تمام دارم لهذا بنده ميخواهم بدانم كه اگر تو در بحث قيل و قال تصوف دليل و برهانى كه ربطى به او داشته باشد چيزى داريد تصديق قول تو نمايم و اگر نه تو را با ؟ ؟ ؟ گرفتار سازم تا ديگر در تصوف لاف و گزاف بى جا نزنى و رد علماى دين مبين نكنى ! و خر مهره بجاى در شاهوار در بازار صرافان روشندل جلوه ندهى و به شرط اينكه در مكر و حيله در بندى و در جادهى انصاف درآئى و ديده و دل را بگشائى و از روى عقل و درك و شعور تدبير و تفكر متوجه گفتار من شوى و از هر جا كه حرفى داشته باشى بگوئى و در جائى كه بدانى سخن من راست و درست است از روى اخلاص تصديق كنى و بحث كج و عناد فرو گذارى تا حق از باطن و باطل از حق ظاهر و آشكار گردد و ديگر آنچه از تو بپرسم بمكر و حيله و بحث جواب ندهى و دم نزنى تا كه شايد باطن شرع انور عاقبت تو را دستگيرى كند ، نه اينكه مثل عمل قاضى غزنوى كه او را بواسطهى بد نهادى و سوء نيت با كنيز تاجر ؟ خداى تعالى بدست حسين ميمندى گرفتار ساخت .
موش گفت :
اى شهريار مقدمهى او چونست بيان فرما ! .
گربه گفت :
حكايت
آوردهاند كه در زمان سلطان محمود غزنوى تاجرى بود و او كنيز بسيار