قاضى گفت :
آن كدامست كه سبب شرمندگى دنيا و آخرت مىشود ؟ .
كنيز گفت :
اول آنكه ميگوئى كه تاجر مرا به تو بخشيده ، و اگر اين قول صحيح است پس چرا در حضور من سفارش مرا به تو ميكرد و وجه نفقه و كسوت را به تو ميداد ؟ ، پس اين مسأله ظاهر است هم بر تو و هم بر من و حق شاهد است كه تو دروغ ميگوئى و خداوند عالميان در شأن دروغگو فرموده :
« ان الله لا يحب الكاذبين » .
و دروغ تو به جهت اينست كه نيت بد و قصد خيانت دارى و در شأن خيانتكار خداوند عالميان فرموده :
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ
.
پس ظاهر و معلوم است كه تو از اين صفات ذميمه ملاحظه ندارى .
قاضى گفت :
آن كدام است ؟ .
كنيز گفت :
پروردگار عالم حاضر و ناظر و شاهد و بر اسرار جميع خلايق آگاه ، و عالم بر اينست كه تو قصد بد و خيانت را با همچو من ضعيفهيى كه از عقل ناقص و از دانش و تدبير عاجز و اسير و بيكس و بىاختيار است ، دارى .
پس ميان عالم و جاهل چه فرق و امتياز است ؟ ، گويا همه عالم دروغگو و خائنند ؟ ! .
قاضى گفت :