از اينجاست كه شيخ سعدى فرموده :
مكن تكيه بر ملك دنيا و پشت * كه بسيار كس چون تو پرورد و كشت
و در جاى ديگر فرموده :
جهان منزل راحت انديش نيست * عدم يا وجودش دمى بيش نيست
بسى سرو گلچهرهى لاله رنك * كه خاكش گرفته در آغوش تنك
بسى دانهى خاك مشكين كه مور * برون آورد هر دم از خاك گور
جماعتى در سعى و كار آخرت شدهاند كه بالكليه دست از دنيا بر داشتهاند و ايشان شب و روز در غم آخرت و پشيمانى از عملهاى ناشايسته موافق معنى آيهيى كه قبل از اين مذكور شد كه در دنيا رفاهيت نيست و موافق حديث : ترك الدنيا راس كل عبادة ، ترك دنيا كردهاند و دست از كسب و كار و كشيده در گوشهيى معتكف شدهاند و اينكه از مال و اموال و نفس و هوى فارغ ، و از دست مردم خلاص يافته در بقعهى عزلت نشينى و مغاره گزينى چنان كه شيخ سعدى گفته :
آنان كه بكنج عافيت بنشستند * دندان سگ و دهان مردم بستند
هر چند اسباب فراغت است و لكن مناسب حال امت حضرت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نيست ، زيرا كه آن حضرت فرموده :
الحمد اللّه امت من مثل امتان پيشين در مغاره ساكن نميشوند بىنان و توشه ، گاه باشد كه دو روز يا سه روز مائده نرسد و آن مرد را صبر و توكل نرسد و دلش بوسوسهى شيطان از راه رفته كافر گردد .
و ديگر آنكه ثواب عظيم و اجر بسيار و جزاى بيشمار در آن است كه كس با