مال شأن شخص حريص است و گاه باشد كه كسى برنج و زحمت بسيار مال جمع كند ، نخورد و نپوشد و صرف نكند بوجهى كه حظ نفسانى يافته باشد و چون بمرد و او را دفن كنند ، حكام شرع بعنف وارث ذكور او را ارث بيشتر بدهند و قليلى كه بماند دختر حصهى خود را گرفته صرف شوهر كند و ياد از پدر نكند ، گويا هرگز پدر نبوده ، پسر نيز با مصاحبان بعيش و نوش با اوباش و اراذل صرف كند .
و گفتهاند :
تا نميرد يكى بناكامى * ديگرى شادكام ننشيند
گاه باشد كه بيشترى از زنها ، زر و زيور از مال پدر و شوهر اولى ذخيره كرده و برداشته شوهرى تازه نمايند و ترك فرزندان و ياران شوهر اولى را كرده بعيش و عشرت مشغول گردند .
پس ظاهر شد كه سعى در مال دنيا غفلت و حسرت و ندامت است و با اين همه آزارها و صدمات ، بمصداق آيهى :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ
، در آخرت هم حساب باشد و آنچه را وارث بخلاف شرع و طرق نامشروع جمع نموده او را جواب بايد گفت و عقاب و عذاب بايد كشيد .
اى موش ! اگر يقين اين معنى ميشد كه هر كس را عمر و زندگانى چه مقدارست ، البته باندازهى آن مال اندوخته نموده صرف ميكرد ، پس چون اندازهى عمر و زندگانى تعيين نشده معهذا بسيار است كه كسى به صد زحمت بگرسنگى و برهنگى بسر برده روز و شب سعى كرده از براى آنكه خانه بسازد و زمين خريده باشد و خشت آورده بناى كارى مىكند كه ناگاه اجل در رسد و خشت خانه و عمارت را بلحد او بگذارند و يا تختهيى كه از براى در و پنجره و دروازه جمع كرده باشد ، از آن براى او تابوت بسازند ، يا اينكه خانه تمام شده كسى ديگر در او نشيند و زنش دست در گردن ديگرى مىكند .