گاه باشد كه نرسد ، لكن در هر حال بايد به هوش و تفكر در طلب شؤون زندگانى و معاش كوشش نمايد و حتى الامكان كوتاهى نكند .
بارى اى گربه ! كسى كه بخواهد در ميان ابناى جنس خود را از مكان و خوراك روز بروز تزايد و ترقى دهد ، بايد در صدد علو جاه و سمو مكانت باشد ، تا دشمنان كور و غمناك ، و دوستان شاد و خرسند گردند و خود از پريشانى كه سبب خوارى و مذلت است بياسايد ، بلكه اينقدر سعى كند كه ذخيره از براى فرزندان بگذارد تا بعد از از آن فرزندان در ميان قبائل و اقران ممتاز و سرافراز باشند .
نشنيدهيى كه گفتهاند :
شعر
بگذارى كه دشمنان بخورند * به كه محتاج دوستان باشى
ديگر هم گفتهاند :
شعر
مبادا كه در دهر دير ايستى * مصيبت بود پيرى و نيستى
اى گربه از علم بىعمل بيش از اين چند كلمه فهميدن و دانستن و ورقى چند را سياه كردن چه نفع بهم ميرسد ؟ ، كدام دكان خباز و طباخ بعوض صحبت ، نان و آش ميدهند ؟ ، مگر اينقدر بىفكر بودن خوبست ؟ .
شيخ سعدى گفته است .
شعر
هر كه مزروع خود بخورد خويد * وقت خرمنش خوشه بايد چيد
چون تهى دست باشى و بىچيز گردى در هيچ مهمى و معنى ، توجه نتوانى كرد ، بىفهم و بىمقام و منصب ، زندگانى و پهلوانى به كار نمىآيد .