گربه گفت :
اى موش ! شنيدهام كه در حديث است هر كس از قرار قول و حديث رسول صلى اللّه عليه و آله عمل كند عبادتست .
موش گفت : بلى
گربه گفت :
هم در حديث است كه موذى را بايد كشت و نيز ظاهرست كه هيچ مخلوقى عزيزتر و مكرمتر از آدم نيست ، پس هرگاه قتل آدم موذى واجبست ، تو كيستى ؟
حيات و ممات تو چه چيز است ؟
موش گفت :
اى گربه ! اگر تو طالب علمى من نيز مدتى در مدرسه بودهام و از مسألههاى شرعى عارى نيستم و چند سال قبل از اين در بقعهى شيخ سعدى عليه الرحمة مجاور بودم و صوفى شدم و در تصوف مهارت تمام دارم .
گربه گفت :
بسيار خوب گفتى كه ما را از حال خود خبر دادى .
موش گفت : بلى
گربه گفت :
پس كسى كه نيك ديده و فهميده باشد چرا ترك حرام خوردن نكند و مدام سعى در خوردن مال مردم كند .
موش گفت :
مگر نشنيدهيى كه خداوند عالميان كوه كوه گناه را ميبخشد ؟ و همچنين در پيش ديوار مسجدى روزى نشسته بودم كه واعظى موعظه ميكرد و ميگفت خداوند عالميان توبهى بندگان خود را مغفرت گردانيده .
گربه گفت :
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص١١١