تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
گربه گفت : اى موش ! شنيده‌ام كه در حديث است هر كس از قرار قول و حديث رسول صلى اللّه عليه و آله عمل كند عبادتست . موش گفت : بلى گربه گفت : هم در حديث است كه موذى را بايد كشت و نيز ظاهرست كه هيچ مخلوقى عزيزتر و مكرم‌تر از آدم نيست ، پس هرگاه قتل آدم موذى واجبست ، تو كيستى ؟ حيات و ممات تو چه چيز است ؟ موش گفت : اى گربه ! اگر تو طالب علمى من نيز مدتى در مدرسه بوده‌ام و از مسأله‌هاى شرعى عارى نيستم و چند سال قبل از اين در بقعه‌ى شيخ سعدى عليه الرحمة مجاور بودم و صوفى شدم و در تصوف مهارت تمام دارم . گربه گفت : بسيار خوب گفتى كه ما را از حال خود خبر دادى . موش گفت : بلى گربه گفت : پس كسى كه نيك ديده و فهميده باشد چرا ترك حرام خوردن نكند و مدام سعى در خوردن مال مردم كند . موش گفت : مگر نشنيده‌يى كه خداوند عالميان كوه كوه گناه را ميبخشد ؟ و همچنين در پيش ديوار مسجدى روزى نشسته بودم كه واعظى موعظه ميكرد و ميگفت خداوند عالميان توبه‌ى بندگان خود را مغفرت گردانيده . گربه گفت :
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 111 | الشيخ البهائي العاملي