تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
موش گفت : بيان فرمائيد : گربه گفت : در كتب معتبره خوانده‌ام كه فرداى قيامت چون اسرافيل صور بدمد و اعيان اموات از جن و انس زنده شوند و در آسمانها گشوده شود و ستاره‌ها به حكم مفاد
إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ
وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
زير و زبر شوند و زمين و آنچه در آنست هموار گردند و از ملائكه و جن و انس صفها بسته شود و بامر الهى محرابى از نور مهيا گردد ، ملائكه‌ى هفت آسمان و زمين در آن محراب به نماز مشغول شوند و خلقان سرها برهنه در آن آفتاب قيامت ايستاده باشند و هر كس را به قدر استطاعت آفتاب بر او اثر مىكند و بعضى عرق تا كعب و بعضى تا قبه پا و بعضى تا ساق و همچنين تا كمر و گردن ، و هر كس محبت خدا در دل داشته باشد آفتاب بر او اثر نكند و لكن وحشت و ترس و حيرانى تمام مردم را مظطرب حال نمايد اول حضرت آدم صفى اللّه دم دركشد و مرغ روح نوح نوحه آغاز كند و عيسى بن مريم به يا مالك الملك و الملكوت ذاكر شود و زكريا به يا سامع المناجات مناجات كند و يعقوب از عقوبت خلق درمانده باشد و يوسف ريسمان تأسف از بن هر مژگان گشاده كند و سليمان بساط و تخت بر باد دهد و اين ندا از سراچه‌ى غيب در رسد : شعر
نباشد تا خدا راضى ز امت * كسى را نيست اميد شفاعت
پس چون هنگام حساب در رسد كافران و منافقان را بيحساب بجهنم وارد كنند و مؤمنان را بدون حساب و عقاب ببهشت در آورند و عاصيان امت را بشفاعت حضرت محد صلى اللّه عليه و إله و على عليه السّلام و فرزندان ايشان برضوان برند .
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 107 | الشيخ البهائي العاملي