پست است كه سر بريدهء يحيى بن زكريّا ( به خاطر نهى از منكر ) به عنوان هديه نزد ( طاغوت ) پليدى از پليدهاى بنى اسرائيل فرستاده شد ، آيا نمىدانى كه بنى اسرائيل در فاصلهء كوتاه بين طلوع صبح و طلوع آفتاب ، هفتاد پيامبر را كشتند ، سپس به طور عادى به بازارهاى خود رفتند و به خريد و فروش مشغول شدند ، گويى هيچ كارى انجام ندادهاند ؟ خداوند در عذاب رسانى به آنها شتاب نكرد ، بلكه مدّتى به آنها مهلت داد ؟ سپس آنان را با انتقام سخت در چنبرهء عذاب دردناك خود افكند ، اى ابو عبد الرّحمن ! از خدا بترس و دست از يارى من برمدار . »
نامهها و پيامهاى مردم كوفه به امام حسين عليه السّلام
مردم كوفه از ورود امام حسين عليه السّلام به مكّه معظّمه و خوددارى او از بيعت با يزيد با خبر شدند ، در خانه « سليمان بن صرد خزاعى » « 1 » اجتماع كردند ، وقتى كه جمعيت كامل شد ، سليمان در حضور آنها سخنرانى كرد ، و در قسمت آخر سخنانش چنين گفت :
اى شيعيان ! شما مىدانيد كه معاويه از دنيا رفت ، و به نزد پروردگارش شتافت و به سزاى كردارش رسيد ، اكنون پسرش يزيد به جاى او نشسته و حسين بن على عليه السّلام با او به مخالفت برخاسته ، و براى نجات از گزند طاغوتهاى خاندان ابو سفيان گريزان به مكّه آمده است ، شما شيعه
هامش
( 1 ) . سليمان بن صرد خزاعى از اصحاب پيامبر ( ص ) ، و از فرماندهان لشكر على ( ع ) در جنگ جمل و صفّين بود ، در كوفه سكونت نمود ، در سال 65 ه . ق به عنوان گروه توّابين بر ضدّ بنى اميّه قيام كرد و سرانجام به شهادت رسيد . ( مترجم ) .