انصارى رحمة اللَّه و جماعتى از بنى هاشم و مردانى از بستگان پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم را در آنجا ديدند كه براى زيارت مرقد امام حسين عليه السّلام به آنجا آمده بودند ، همگى در يك وقت در آنجا اجتماع نمودند ، و با هم گريه و ناله و فرياد نمودند و سيلى به صورت مىزدند ، و به گونهاى عزادارى مىكردند كه دلها را شعلهور مىنمود ، زنانى كه در آن نواحى بودند به آنها ملحق شدند و چند روز به عزادارى ادامه دادند .
نوحهء و نالهء جنّيان
از ابو حباب كلبى روايت شده : عدّهاى از بنّاهاى گچكار كه در آنجا رفت و آمد داشتند به ما گفتند : ما شبها به محلّى به نام جبّانه مىرفتيم ، وقتى از كنار قتلگاه عبور مىكرديم صداى جنّيان را مىشنيديم كه براى حسين عليه السّلام نوحهسرايى و عزادارى مىكردند و مىگفتند :
مسح الرّسول جبينه * فله بريق في الخدود
ابواه من اعلى قريش * و جدّه خير الجدود
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم پيشانى خود را مسح كرد ، و گونهاش درخشندگى داشت ، پدر و مادر حسين عليه السّلام بزرگ قريش بودند ، و جدّش از همهء جدها برترى داشتند . »
بازگشت كاروان به مدينه و پيام بشير
سپس كاروان به قصد مدينه ، از كربلا خارج شدند ، بشير بن جذلم « 1 »
هامش
( 1 ) . معروف در نام او همين است ، ولى بشر بن خذيم ، شبير بن خزيم و بشير بن حذلم نيز نوشته شده است . ( مترجم ) .