ابوك ،
از رحمت خدا دور باد ، آن قومى كه تو را كشتند ، و كسى كه در قيامت در مورد تو ( در دادگاه عدل الهى ) با آنها مخاصمه مىكند جدّ و پدر تو رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم و پدرت است .
سپس فرمود :
عزّ و اللَّه على عمّك ان تدعوه فلا يجيبك ، او يجيبك فلا ينفعك صوته ، هذا يوم و اللَّه كثر واتره و قلّ ناصره
، سوگند به خدا بر عمويت سخت است كه تو او را به يارى بخوانى ، ولى او دعوتت را اجابت نكند ، يا اجابت كند ولى جواب او سودى به حال تو نداشته باشد ، سوگند به خدا امروز روزى است كه دشمنان عمويت بسيار ، و ياورش اندك است .
سپس امام حسين عليه السّلام پيكر به خون تپيدهء قاسم عليه السّلام را بر سينهاش گرفت و آن را به سوى خيمهها آورد و در كنار پيكرهاى شهيدان اهل بيتش ، بر زمين نهاد .
شهادت على اصغر عليه السّلام
وقتى كه امام حسين عليه السّلام ديد همهء جوانان و دوستانش كشته شدند ، تصميم گرفت خود به ميدان رفته و با دشمن بجنگد ، به ميدان آمد و صدا زد :
هل من ذابّ يذبّ عن حرم رسول اللَّه ، هل من موحّد يخاف اللَّه فينا ؟ هل من مغيث يرجو اللَّه باغاثتنا ؟ هل من معين يرجو ما عند اللَّه في اعانتنا
، آيا دفاعكنندهاى هست كه از حريم حرم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم دفاع كند ؟ آيا خداپرستى هست كه در مورد ما از خدا بترسد ؟ آيا دادرسى هست كه به اميد آنچه در نزد خدا است از ما دادرسى كند ؟ آيا ياورى هست كه به اميد آنچه در نزد خدا است ، به ما كمك كند ؟