عباس گريهء بسيار سخت كرد ، شاعر عرب در اين باره چنين گويد :
احقّ النّاس ان يبكى عليه * فتى ابكى الحسين بكربلاء
اخوه و ابن والده على * ابو الفضل المضرّج بالدّماء
و من واساه لا يثنيه شىء * و جادله على عطش بماء
« سزاوارترين شخص به گريه كردن آن جوانى است كه حسين عليه السّلام را در كربلا از مصيبتش به گريه انداخت ، او برادر حسين عليه السّلام و فرزند پدرش على عليه السّلام به نام ابو الفضل بود كه پيكرش آغشته به خون شده بود . همان جوانى كه نسبت به حسين عليه السّلام مواسات و ايثار نمود ، و هيچ چيز او را از برادرى با حسين عليه السّلام منصرف نساخت ، و وقتى كه با شدّت تشنگى كنار آب فرات آمد ، چون حسين عليه السّلام تشنه بود ، آب ننوشيد . »
نبرد قهرمانانهء حسين عليه السّلام با دشمن
سپس امام حسين عليه السّلام به ميدان تاخت و دشمنان را به نبرد فراخواند ، دشمنان به جنگ او آمدند ، آن حضرت همچنان با دشمن جنگيد ، به طورى كه جمعيت بسيارى از آنها را به هلاكت انداخت ، و او در اين حال چنين رجز مىخواند :
القتل اولى من ركوب العار * و العار اولى من دخول النّار
« كشته شدن بهتر از زندگى ننگين است ، و ننگ ( ظاهرى شكست ) بهتر از ورود در آتش دوزخ است . » بعضى از راويان ( حميد بن مسلم ) گويد :
و اللَّه ما رأيت مكثورا قطّ قد قتل ولده و اهل بيته و اصحابه ( مترجم ) .