عمر سعد ، از پاسخ دادن سكوت كرد .
عمرو بن حجّاج زبيدى ( يكى از سران دشمن ) گفت : « سوگند به خدا اگر اينها از ترك و ديلم بودند و از ما مهلت مىخواستند ، جواب مثبت مىداديم ، تا چه رسد به اينكه از آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم هستند . » پس از اين گفتار ، پيشنهاد مهلت را پذيرفتند .
خواب ديدن حسين عليه السّلام و گريهء زينب عليهما السلام
امام حسين عليه السّلام نشست ، و اندكى به خواب رفت و سپس بيدار شد ، فرمود : « خواهرم من در همين لحظه جدّم محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم و پدرم على عليه السّلام و مادرم فاطمهء زهرا عليها السلام و برادرم حسن عليه السّلام را ديدم به من گفتند :
يا حسين انّك رائح الينا عن قريب
، اى حسين ! تو به زودى نزد ما مىآيى . » و به قولى فرمود : «
عن غد
، فردا نزد ما مىآيى . » زينب عليها السلام تا اين سخن را شنيد ، از شدّت اندوه سيلى بر صورتش زد و فرياد و شيون كشيد . امام حسين عليه السّلام به زينب عليها السلام فرمود : « آرام باش ، ما را مورد شماتت و سرزنش دشمن قرار نده . »