( جانسوز و غريبانه ) امام حسين عليه السّلام را شنيديد ، سخت منقلب شده و به شدّت گريه كردند ، شيون نمودند و سيلى بر صورت مىزدند ، و صداهايشان به گريه بلند شد .
امام حسين عليه السّلام برادرش عبّاس عليه السّلام و پسرش على عليه السّلام را براى آرام كردن بانوان به سوى آنها فرستاد و فرمود :
سكّتاهنّ فلعمرى ليكثرن بكائهنّ
، آنها را آرام كنيد ، به جانم سوگند گريههاى بسيارى در پيش دارند !
ردّ شديد امان نامهء شمر ، براى عبّاس عليه السّلام و برادرانش
از سوى ابن زياد نامهاى به عمر سعد رسيد كه در آن تأكيد كرده بود به جنگ و شتاب در درگيرى با حسين عليه السّلام و يارانش ، و او را از هر گونه تأخير و مهلت دادن و مسامحه بر حذر داشته بود . « 1 » به دنبال اين نامه ، به فرمان عمر سعد گروه دشمنان سوار بر اسبها شدند و به طرف خيمههاى امام عليه السّلام نزديك گرديدند .
شمر خود را به خيام امام حسين عليه السّلام و يارانش نزديك كرد و صدا زد :
اين بنوا اختى : عبد اللَّه و جعفر و العباس و عثمان ، خواهرزادههايم عبد اللَّه ، جعفر ، عبّاس ، و عثمان كجايند ؟ « 2 » امام حسين عليه السّلام به عباس عليه السّلام و برادرانش فرمود :
اجيبوه و ان كان فاسقا فانّه بعض اخوالكم
، جواب شمر را بدهيد گر چه فاسق است ، چه آنكه او يكى از دايىهاى شما است
هامش
( 1 ) . اين نامه توسّط شمر كه با چهار هزار نفر به كربلا آمد ، به عمر سعد رسيد . ( مترجم ) .
( 2 ) . در ميان عرب رسم بود كه دختران قبيلهء خود را خواهر مىخواندند ، نظر به اينكه شمر از قبيلهء كلاب بود ، حضرت امّ البنين ( س ) مادر عبّاس ، عبد اللَّه ، جعفر و عثمان ( ع ) نيز از آن قبيله بود ، شمر از أمّ البنين ( س ) تعبير به خواهر كرد . ( مترجم )