فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه حمزه عليه السّلام سيّد شهيدان ، عموى پدرم است ؟
گفتند : آرى به خدا .
فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه جعفر طيّار در بهشت عمومى من است ؟
گفتند : آرى به خدا فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد اين شمشيرى كه در دستم است ، شمشير رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است ، كه من آن را به همراه گرفتهام ؟
گفتند : آرى به خدا .
فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه اين عمامه كه بر سر دارم ، عمامهء رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است و من آن را پوشيدهام ؟
گفتند : آرى به خدا .
فرمود : شما را به خدا آيا مىدانيد كه على عليه السّلام نخستين انسانى بود كه مسلمان شد و بيشتر از همهء مردم داراى علم بود ، و حلمش از همه وسيعتر بود ، و او رهبر هر مرد و زن با ايمان است ؟
گفتند : آرى به خدا .
فرمود : پس چرا ريختن خون مرا مباح مىدانيد ؟ با اينكه پدرم فرداى قيامت ، حوض كوثر را در اختيار دارد ، و گروهى را از نوشيدن آب دور سازد ، همان گونه كه شتر تشنه را از آب باز دارند ، و در روز قيامت پرچم سپاس و تقدير در دست او است ؟
گفتند : آرى همهء اينها را مىدانيم ، ولى ما تو را رها نمىكنيم تا مرگ را با لب تشنه بچشى ؟
گريهء جانسوز بانوان حرم
پس از آنكه امام حسين عليه السّلام اين خطبه را به پايان رسانيد ، و دشمنان آن گونه پاسخ دادند ، دختران امام حسين عليه السّلام و زينب عليها السلام سخن