تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف على قتلى الطفوف (غم نامه كربلا) (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
سرنوشت تو گرديم ، فقبّح اللَّه العيش بعدك ، خداوند زندگى بعد از تو را زشت گرداند . »

اظهار وفادارى ياران ، از غير خويشان

در اين هنگام « مسلم بن عوسجه » « 1 » برخاست و چنين گفت : « آيا ما تو را اين گونه رها كنيم و از اينجا برويم ؟ با اينكه دشمنان گرداگرد تو را احاطه كرده‌اند ، نه به خدا سوگند ، خداوند هرگز مرا چنين ننگرد ، من در اينجا هستم تا نيزه‌ام را در سينهء دشمنان بشكنم ، و تا شمشير در دستم هست ، آنها را با شمشيرم بزنم ، و اگر بدون اسلحه شدم با پرتاب سنگ با آنها نبرد مىكنم ، من از تو جدا نشوم تا در ركاب تو كشته شوم . » پس از مسلم ، « سعيد بن عبد اللّه حنفى » برخاست و چنين گفت : » نه به خدا سوگند اى پسر رسول خدا ! هرگز تو را رها نمىكنيم تا اينكه خدا بداند ( و شاهد باشد ) كه سفارش رسولش محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم را در بارهء تو حفظ كرديم ، و اگر من بدانم كه در راه تو كشته مىشوم ، سپس زنده مىگردم ، بار ديگر كشته مىشوم ، سپس زنده شده و سوخته مىشوم و بعد از آن خاكسترم را بر باد مىدهند ، و هفتاد بار با من چنين خواهند كرد ، از تو جدا نگردم تا در ركاب تو كشته شوم ، تا چه رسد به اينكه كشته شدن ، تنها يك بار است ، و پس از آن به كرامت و عزّت مىرسم كرامت و عزّتى كه ابدى و فناناپذير است . »
هامش
( 1 ) . مسلم بن عوسجه از قهرمانان عرب در صدر اسلام ، از اصحاب پيامبر ( ص ) ، از دودمان بنى اسد بود ، او در كوفه براى حضرت مسلم ( ع ) از مردم بيعت مىگرفت ، پيرمرد سالخورده بود ، و نخستين شخص از ياران امام حسين ( ع ) بود ، كه در روز عاشورا ، بعد از كشتار حملهء نخستين ، در جنگ تن به تن به شهادت رسيد . ( مترجم ) .