تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
تحريك عوام الناس پرداختند . اروپاييان اينك در دو جبهه با مسلمانان مىجنگيدند ؛ يكى اسپانيا و ديگرى فلسطين . جبههء اسپانيا با تهاجم مرابطون « 1 » زير فشار قرار داشت و اوضاع فلسطين پس از سقوط رها به شدت رو به وخامت نهاده بود . در نتيجهء تبليغاتِ جنگ طلبان ، موج دوم حركت صليبيها ، كه پادشاهان آلمان و فرانسه فرماندهى آنها را به دست داشتند ، به سوى آسياى صغير آغاز گرديد « 2 » . در همين دوران اوضاع سياسى آسياى صغير نيز بسيار آشفته گرديده بود . سقوط دولت دانشمنديه « 3 » موجب شده بود كه ديگر حكمرانهاى منطقه بر خاكشان چشم بدوزند . امپراتورى بيزانس نيز كه از سوى تركان به شدت احساس ناامنى مىكرد ، پيغام فرستاده از ممالك اروپايى كمك خواسته بود . اين اوضاع آشفته در ممالك اسلامى ، چشم انداز پيروزى را براى صليبيها نيك جلوه مىداد ؛ اما واقعيت چيزى جز اين را اثبات كرد . آلمانها كه پيش‌تر از فرانسويهابه سوى شرق در حركت بودند در عبور از قلمرو امپراتورى بيزانس چنان رفتار ناپسند و وحشيانه‌اى از خود نشان دادند كه امپراتور ناگزير شد كسانى را با آنان همراه سازد ،
هامش
( 1 ) . مرابطون يا مرابطين يا ملثمين در مآخذ اروپايى الموراويد ( مأخوذ از المرابط عربى ) ، دولتى اسلامى درمراكش ، مغرب اقصى و اندلس كه از 447 يا 448 ه . ق تا 541 ه . ق حدود يك قرن دوام داشت . مراد از مرابطون طايفهء جنگجويانى است كه در مرزهاى اسلامى ساكن و با كفار آن سوى مرز در جنگ بودند و ملثمين يعنى نقابداران ، زيرا اين طايفه براى تمييز خود از ديگران ، يا به عللى ديگر ، همواره صورت خود را با لثام [ / نقاب ] مىپوشاندند . ( دايرة المعارف فارسى ، مصاحب ، مادهء « مرابطون » ) . ( 2 ) . ر . ك . تاريخ جنگهاى صليبى ، ج 2 ، ص 294 - 308 ؛ دايرة المعارف بستانى ، ج 11 ، ص 17 . ( 3 ) . سلسله‌اى از امراى تركمان ، كه از ربع آخر قرن پنجم ه . ق تا 573 ه در كاپادوكياى شمالى فرمانروايى كردند . مؤسس سلسله ، امير دانشمند ، در هرج و مرجى كه به دنبال مرگ سليمان ابن قتلمش سلجوقى ( 479 ه ) در كاپادوكيه پديد آمد و چون منشأ وى معلوم نبود ، سرگذشتش با افسانه آميخته شد . وى در سال 493 ه . ق كه ملطيه را در محاصره داشت ، بوهمند اول را كه براى رهايى شهر آمده بود اسير كرد . پس از سه سال محاصره ملطيه را گرفت . در 496 ه . ق با بوهمند اتحادى بر ضد بيزانس و سلاجقه منعقد كرد و او را آزار نمود . اما سال بعد در گذشت و پسرش امير غازى ابن دانشمند جانشين او شد . خليفه مُسْترشد و سلطان سنجر او را به سبب پيروزيهايش بر مسيحيان ( مخصوصاً بوهمند دوم و يوحناى دوم كومننوس ) عنوان ملك دادند . ولى وقتى رسولان آنها به ملطيه رسيدند ، امير غازى در بستر مرگ بود و اين عنوان در 528 ه . ق به پسر و جانشينش محمد دانشمند ( فوت : 536 ه ) اعطا شد . وى در قيصريهء درگذشت و پس از او در بين دانشمنديه بر سر جلب قدرت نفاق افتاد . دانشمنديه به دو شاخه كه يكى در سيواس و ديگرى در ملطيه حكومت داشت تقسيم شدند . سرانجام در سال 573 ه . ق سلجوقيان ملطيه را گرفتند و دستگاه حكومت دانشمنديه در هر دو ولايت برچيده شد . ( دايرة المعارف فارسى ) .
نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى ) — صفحة 78 | عبد الحسين بينش