بودند . مسيحيان به ويژه در دوران خلفاى بنى عباس در كمال آزادى و امنيت به سرزمين قدس آمد و شد مىكردند و از كوثر معنويت مكانهاى مقدس خود سيراب مىگشتند . هارون الرشيد كه با شارلمانى ، پادشاه فرانسه ، روابط دوستانه داشت ، براى اطمينان بخشيدن به زايران مسيحى ، كليدهاى بيت المقدس را براى وى ارسال داشت ؛ و زايران مسيحى تنها به ازاى پرداخت مبلغى ناچيز ، بدون هيچ مزاحمتى ، به سرزمين قدس سفر مىكردند . اين وضعيت در دوران فاطميها - كه قدس را از بنى عباس گرفته بودند - نيز ادامه داشت ، تنها در زمان خليفه الحاكم فاطمى نسبت به زايران سختگيرى مىشد ؛ كه آن نيز در دوران جانشينان وى بر طرف گرديد و اوضاع بار ديگر رو به آرامش نهاد « 1 » .
پس از دستيابى تركان سلجوقى بر آسياى صغير و تصرف سرزمين فلسطين به وسيلهء آنان اوضاع ديگرگون شد . تركها هم به قلمرو امپراتورى بيزانس دست اندازى مىكردند و هم زايرانى را كه از اروپا عازم بيت المقدس بودند مورد آزار و اذيت قرار مىدادند . در دوران حاكميت آنان مسير كاروانهاى زيارتى نا امن گرديد و دستههاى زاير پيوسته در طول مسير غارت مىشدند . درآناتولى عبور كاروانهاى زيارتى تنها با همراه داشتن نيروى مسلح امكانپذير بود وراهزنان پيوسته در راه زايران كمين و آنان را غارت مىكردند . كسانى هم كه از موانع طول مسير جان سالم به در مىبردند ، به وسيلهء حكمرانان محلى اموالشان گرفته مىشد و با دست تهى به اروپا باز مىگشتند . ناگفته نماند كه مسلمانانى هم كه از سرزمينهاى اسلامى به زيارت قدس مىآمدند از اين قاعده مستثنى نبودند و اغلب به همين سرنوشت دچار مىگشتند « 2 » .
دشوارى كار زيارت به جايى رسيده بود كه رفتن به بيت المقدس از سوى اربابان كليسا به عنوان كفارهء گناه گناهكاران تلقى مىگرديد ؛ و چون در آن روزگار از اين قبيل افراد در اروپا بسيار بودند ، شور و شوق به زيارت در ميان عامهء مردم رو به فزونى نهاد . چنان كه گوستاو - لوبون در اين باره مىنويسد :
هامش
( 1 ) . ر . ك . تاريخ قرون وسطى ، آلبرماله و ژول ايزاك ، ترجمهء ميرزاعبدالحسين هژير ، دنياى كتاب ، بى تا ، ج 4 ، ص 218 ؛ دايرة المعارف بستانى ، پطرس بستانى ، دارالمعرفه ، بيروت ، ص 13 : يك گزارش تاريخى حاكى است كه شمار يكى از كاروانهاى زيارتى به دوازده هزار تن مىرسيد ( ر . ك . بيت المقدس ، ص . 4 ) .
( 2 ) . ر . ك . دايرة المعارف بستانى ، ص 14 ؛ تاريخ جنگهاى صليبى ، رانسيمان ، استيون ، ترجمهء منوچهر كاشف ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران ، 1351 ، ج 1 ، ص 100 - 106 .