ايتاليايى و روسى ، اين زبان هميشه از ساير زبانهاى فرنگى رايجتر و در حكم زبان ثانوى بوميهاست . نويسندگان فرانسوى معتقدند كه اگر مردم فرانسه چند صد باب مدرسه در خاور نزديك احداث كرده و نگاه مىدارند براى اين است كه برترى خود را در آنجا حفظ كنند و اين برترى را سنّتى مىدانند كه از زمان جنگ صليب شروع شده و دوام آن ، هم به حال رواج صنعت و تجارتشان مفيد است و هم به حال عظمت خارجى مملكتشان « 1 » .
نويسندگان تاريخ عمومى تمدنها ارتقاى سطح علمى و توسعهء فرهنگى اروپا را از دستاوردهاى جنگهاى صليبى مىدانند و مىنويسند كه جنگهاى صليبى در فصول پايانى خود ، در سايهء ايجاد روابط مستحكم با شهرهاى پيشرفته فرهنگى موجب تهذيب اخلاق جنگجويان و انتشار فرهنگ استفاده از راهها و كالاهاى بيگانه و انتقال تكنيكهاى جديد و همين طور موجب آگاهى انديشمندان با برخى مظاهر علم ، فلسفه ، هنر و ادبيات در دو دنياى عربى و يونانى گرديد ؛ و اين اشكال ، مفاهيم ، راهها و عادات كه احياناً در امير نشينهاى فلسطين و به ويژه در ايالتهاى جنوبى يا در ميدان نبرد در شبه جزيرهء ايبرى به دست آمد و نيز به وسيلهء كسانى كه از زيارت باز مىگشتند منتشر شد ، موجب رشد و توسعهء فرهنگى در اروپاى مسيحى گرديد . همهء اين موارد به وسيلهء نهضت معنوى كه زمينههاى آن در روزگار كارولنجى فراهم شد به پيش رفت و در حالى كه ثروت عمومى و افزايش روابط و سرعت مبادلات گوناگون به آن كمك مىكرد به آرامى و به طور نامنظم ادامه يافت « 2 » .
جنگهاى صليبى با همهء زيانهايى كه به بار آورد ، براى مسلمانان نيز خالى از فايده نبود و بزرگترين سود آن ايجاد استحكامات دفاعى بود . آنان كه در معرض حملههاى پياپى زمينى و دريايى فرنگيان قرار داشتند ، براى دفاع از خود قلعه هايى مستحكم بنا كردند . اين بناها هم
هامش
( 1 ) . همان ، ص 239 ، با اندكى تصرف در الفاظ . لازم به ياد آورى است كه فرانسويها در آغاز و تداوم جنگهاى صليبى بيش از ديگر كشورهاى اروپايى نقش و سهم داشتند . چنان كه پس از فتح قدس ، رياست ايالت لاتينى بيت المقدس با آنها بود و در چند نوبت نيز آهنگ تصرف مصر و شمال آفريقا را كردند . حتّى مىتوان گفت كه قيمومت فرانسه بر سوريه و لبنان و نيز مداخلهء اين كشور در امور كشورهاى شمال آفريقا ، از آثار سوء همان جنگهاى صليبى است همين طور مىتوان گفت كه حملهء ناپلئون در سال 1798 م به مصر و نيز شركت فرانسويها در تهاجم به اين كشور در سال 1956 از آثار ناميمون همان جنگهاى پيشين است .
( 2 ) . تاريخ قرون وسطى ، ج 4 ، ص 238 - 239 ؛ تمدن اسلام و عرب ، ص 424 - 25 .