همين اهميت ، قسطنطنيه را به صورت يك ايده آل دوم پس از اورشليم ، در آورد و صليبيها همانطور كه در آرزوى آزادى قدس بودند ، براى آزادى آن شهر نيز مىكوشيدند .
شمار زيادى از پاپها و كاردينالها كوشيدند تا مردم را به صحنهء جنگ بكشانند و خود نيز از اين راه افتخارى كسب كنند . از آن جمله پيوس دوم بود كه با شور و حرارت فراوان مردم را به جنگ دعوت مىكرد ، ولى تلاشهاى وى سودى نبخشيد و او خود نوميد و سرخورده شد . او در مارس 1462 م يعنى نه سال پس از فتح قسطنطنيه از بى اعتبار شدن دستگاه روحانيت مسيحى خبر داد و چنين اظهار داشت :
اگر بخواهيم در بارهء تشكيل يك شورا بينديشيم ، [ كنگرهء ] منتوآ
) autnem (
به ما مىآموزد كه چنين ايدهاى بيهوده است . اگر براى درخواست كمك نزد پادشاهان نماينده بفرستيم ، به آنان مىخندند . اگر از روحانيون عشريه طلب مىكنيم ، آن را به شوراى آينده موكول مىكنند . اگر اظهار خوشنودى مىكنيم و اعانهء پولى را با هداياى معنوى تشويق مىكنيم ، متّهم به آزمندى مىگرديم . مردم فكر مىكنند كه مقصود اصلى ما كنز كردن طلا است ، هيچ كس حرف ما را باور ندارد . ما همانند بازرگانان ورشكسته بىاعتبار شدهايم « 1 » . .
البتّه درست است كه مقامهاى كليسا و بزرگان روحانى مسيحى پس از فتح قسطنطنيه به وسيلهء عثمانى خود را شكست خورده و بىاعتبار يافتند ، ولى اين فتح بزرگ چنان تأثيرى در تمدّن و فرهنگ جهان گذاشت كه به نوشتهء دكتر نوايى « مورخين اروپايى آن را يكى از سر فصلهاى تاريخ بشر يعنى پايان دوران قرون وسطى و آغاز تمدن جديد شمردهاند » « 2 » .
هامش
( 1 ) . 1 . ، 632 ) زا لقن هب ، . - .
. . ) 0691 ( ، . 732 ( .
( 2 ) . ايران و جهان ج 1 ، ص 107 . آقاى دكتر نوايى در ادامهء مطلب در بارهء تأثير فتح قسطنطنيه بر تاريخ جهان و اروپا و چنين مىنويسد : « مجملًا اينكه از لحاظ بازرگانى ، تركان سدّى در برابر تجارت اروپا و مشرق زمين شدند و با تصرف پايگاههاى تجارتى دولت « ونيز » ، عرصه را بر اين ملت كوچك ولى پر تلاش و سود جوى مغرب زمين تنگ كردند . به نحوى كه آنان و همكيشانشان در جست و جوى راههاى ديگرى براى تجارت با مشرق بر آمدند و اين كوشش از طرفى منجر به كشف آمريكا شد ( 1492 م ) و از طرف ديگر به كشف راه دريايى هند از راه « دماغهء اميد نيك » و وصول به اقيانوس هند به وسيلهء « واسكو دوگاما » انجاميد . اين پيشامدها كه بسيارى از نظريات قدما را در بارهء جهان باطل كرد و همچنين آشنايى فراوان و نزديك اروپائيان با تمدن و فرهنگ ملل مشرق زمين ، از طريق جنگ يا صلح با مسلمانان ، اعتقاد كوركورانه آنان را نسبت به عقايد ارسطو كه بيش از هزار سال حكومت بلا منازع بر مغزهاى مردم جهان خاصّه اروپائيان داشت متزلزل كرد و انديشههاى نو در اروپا به وجود آمد و همين بارقههاى ذهنى در اروپاى غربى موجب رواج بازار دانش و هنر و مايه انتشار علوم جديد گرديد و اين همان نهضتى است كه در اروپا به رنسانس شهرت يافته است . ( ايران و جهان ، ج 1 ، ص 107 ) .
* در مبحث « علل آمدن صليبيها به ايران » در اين باره با تفصيل بيشترى سخن خواهيم گفت .