شرق آن را تشكيل مىداد . در نخستين تهاجم مسلمانان در سالهاى اوّل پس از هجرت ، فلسطين ، مصر ، آفريقا و سيسيل به تصرف مسلمانان درآمد و آلب ارسلان سلجوقى توانست در سال 463 ه / 1071 م طى نبرد ملازگرد قدرت نظامى روم شرقى را در هم بشكند و شخص امپراتور روم را به اسارت در آورد « 1 » .
در دوران جنگهاى صليبى اروپائيان كوشيدند تا بخشهاى از دست رفتهء امپراتورى روم شرقى را بازپس گيرند ، اما پس از ناكام ماندن در رسيدن به اين هدف ، قسطنطنيه را مورد تهاجم قرار داده در آنجا ايالتى لاتينى تشكيل دادند . در سال 1261 م ميخائيل هشتم ، قسطنطنيه را به تصرف در آورد و از آن پس براى مدّت دو قرن اين شهر در برابر تهاجم تركان عثمانى مقاومت كرد . تا آنكه سر انجام سلطان محمد دوم ، مشهور به فاتح آن را گشود ( سال 1453 م ) و امپراتورى روم شرقى را منقرض ساخت « 2 » .
فتح قسطنطنيه بيش از آنكه براى عثمانيها سودمند باشد ، براى اروپاييها زيانبار بود .
« جىشاو » در اين باره مىنويسد :
فتح قسطنطنيه براى محمّد اهميّت استراتژيك مهّمى در بر نداشت ؛ چون عثمانيها پيش از آن توانسته بودند بى آنكه از قسطنطنيه بگذرند ، به داخل اروپا راه يابند . اما تسخير قسطنطنيه اروپا را از پايگاهى محروم كرد كه اگر در اختيار يك نيروى نظامى كار آمد قرار مىگرفت ، احتمالًا مىتوانست نظام دفاعى عثمانى را در هم شكند . در اختيار داشتن يك مركز بزرگ تجارى ، ادارى و نظامى ، روند يك سان سازى فتوحات سلطان را در امپراتورى عثمانى و نظارت بر آنها و دفاع از آنها را تسهيل مىكرد ؛ در عين حال نظارت بر آبراههاى بين درياى سياه و مديترانه بدين معنى بود كه گلوگاه تجارت اروپا با سرزمينهاى شمال و شرق در اختيار عثمانى قرار مىگرفت و از اين راه درآمد سرشارى كسب مىكرد .
فتح قسطنطنيه عثمانيها را در مقام وارثان سنن امپراتورى قرار داد ، زيرا اين شهر بار ديگر به صورت مركز يك امپراتورى وسيع در آمد « 3 » .
هامش
( 1 ) . ر . ك . تا دايرة المعارف فارسى واژه بيزانس ؛ الايام الحاسمه فى الحروب الصليبيه ، عسلى ، بسام ، دارالنفاس ، بيروت ، چاپ دوم ، ص 19 - 34 .
( 2 ) . ر . ك . دايرة المعارف فارسى ، واژه بيزانس .
( 3 ) . تاريخ امپراتورى عثمانى و تركيهء جديد ، ج 1 ، ص 111 .