تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
آرى به ياد ابروى مردانهء على است * هر كس كشيده باده ز ساغر على على
بر بوستان گذر كن و بنگر كه عندليب * گويد به روى سرو و صنوبر على على
باد صبا كه مشك‌فشان روحپرور است * دارد حديث ناطقه پرور على على
اوّل به نام پاك على غنچه لب گشود * گلزار را نموده معطّر على على
بحر علوم و دُرج حقايق سحاب فضل * فصل الخطاب و صاحب منبر على على
برخوان حديث لحمك لحمى تو از صحاح 169 * با احمد آنكه بود برابر على على
شير خدا ، امام هدى ، شاه مقتدى * داماد و هم وصى پيمبر على على
بيت اللّه است كعبه ز ميلادش از شرف * در كعبه آنكه زاد ز مادر على على
آن شهوار قلعه‌گشا مير صف شكن * دلدل سوار و خواجهء قنبر على على
آن يكّه‌تاز روز احد آفتاب بدر * كشورگشاى و فاتح خيبر على على
مصباح خلد و صاحب تاج كرامت است * و اندر بهشت صاحب افسر على على
روز حساب بشنوى از حلقهء بهشت * نامش چو حلقه آمده بر در على على
ميزان عدل و فاصل يوم الحساب اوست * معيار حق و شافع محشر على على
اى شيعه شاد باش كه باشد به رستخيز * سلطان خلد و ساقى كوثر على على
با آب زر نوشته قلم بر لواى حمد 170 * امروز پادشاه مظفّر على على
مشكل گشاى هر دو جهان شاه لافتى است * هر مشكلى ازوست ميسّر على على
هر دفترى كه ساخت بر آن كلك « آيتى » * بنوشت بهر زينت دفتر على على