جيحون يزدى ( وفات 1301 ه . ق )
ميرزا محمد جيحون ، شاعرى مديحه سراست كه همروزگار ناصر الدين شاه قاجار مىزيسته است . وى در شهر يزد به دنيا آمد و بخشى از دوران حيات خويش را در آن شهر بسر برد . جيحون سالهاى آخر عمر خود را در كرمان گذراند و سرانجام به سال 1301 هجرى قمرى در همانجا زندگانى را وداع گفت . جيحون كتابى دارد به سبك گلستان سعدى كه آن را « نمكدان » ناميده است .
وى در قصيده و مسمّط مهارت خاص داشته ، ديوان اشعارش چاپ شده است .
« * » [ اى روى دلها سوى تو ، محراب جان ابروى تو ! ]
مست از غديرخم نگر مهر و مه و ارض و سما * آرى مجو هوشى دگر چون شد سقايت با خدا
مى ، وحى و خُمَّش عقل كل ، پر زو غدير از بوى گل * بخشنده سلطان رُسُل نوشنده شاه اوليا
چون شد على بر انس و جان مولاى پيدا و نهان 137 * مقصود ايزد شد عيان ز ارسال خيل انبيا
از حق به حيدر زين نگه معلوم شد كز ديرگه * او بُد دُر و باقى شَبَه او بُد شه و باقى گدا
در بازگشت از بيت ربّ ، بر امر حق مير عرب * آراست منبر از قتب بر نصب فخر اوصيا
بارى چو احمد زد قدم بر آن قتب ز امر قِدَم * افراخت هر چوبش علم بر چرخ اعظم ز اصطفا
آنگاه بازوى على بگرفت و با صوت جلى * گفت آنكه من او را ولى ، داند على را پيشوا 138
هر كش به پى ره كرد طى ، خواهد به مقصد برد پى * و آنكو خطا ورزد به وى ورزيده با يزدان خطا
شد چهر قومى چون قمر ، زين مژدهء فرّخ اثر * شد خاطر برخى كدر زين لفظ معنى آزما
آهووشا بفروز هين چون چشم ضيغم ساتكين * كآمد خلافت را قرين ضرغام غاب لافتى
هامش
( * ) ديوان جيحون يزدى ، به كوشش احمد كرمى ، سلسلهء نشريات « ما » تهران ، 1363 ش .