تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
عشق كو كز ميان خوف و رجا * كار دل را به داور اندازد
نور يزدان على كه بر فرقم * سايهء ذرّه پرور اندازد
آن خليل آيتى كه خار رهش * گل به دامان آذر اندازد
آن مسيحا عبارتى كه ز نطق * مرده را روح در بر اندازد
آن سليمان شهامتى كه به عدل * صلح باز و كبوتر 94 اندازد
آن محيط كرم كه ياد كفش * سينه در موج كوثر اندازد
آن سپهر شرف كه پايهء او * سايه بر مهر انور اندازد
بحر را لطمهء كف جودش * چون خس و خار در بر اندازد
گرد دامان پارسايى او * مستى از چشم عبهر اندازد
چون يكى ذرّه همّتش ، گيتى * پيش خورشيد خاور اندازد
گر بيابد شراك نعلش حور * جاى زلف معنبر اندازد
دم جانبخش خلق او از رشك * بوى گل را به بستر اندازد
رأى او چون علم زند ، گردون * پرده بر نور خاور اندازد
گر كند تكيه بر حمايت او * عَرَض از خويش ، جوهر اندازد
غلغل ذكر زائران درش * لرزه بر قصر قيصر اندازد
* * *
چون لواى ظفر برافرازد * سايه بر هفت اختر اندازد
برق رمحش به نيستان چو جهد * ناخن از كف ، غضنفر اندازد
زور سر پنجهء دلالت او * رعشه در حصن خيبر اندازد
عكس تيغش كند چو جلوه‌گرى * چشم آيينه جوهر اندازد
چون نشينم خمش كه مدحت تو * آتش شوق در سر اندازد
خارخار ستايش تو مرا * بر رگ و ريشه نشتر اندازد
گرم مدح تو چون شود نفسم * عود و عنبر به مجمر اندازد
صيت جاه من از گدايى تو 95 * نام جم از جهان براندازد
بر درت دست بىنيازى من * خاك در كاسهء خور اندازد
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 58 | احمد احمدى بيرجندى