تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
لامع ( متولد به سال 77 - 1076 ه . ) محمد رفيع بن عبد الكريم درميانى شاعرى توانا و مردى محتشم و كريم و و الا همّت و عرفان مسلك بوده است . وى در « درميان » قهستان ، از بخشهاى فعلى شهرستان بيرجند ولادت يافت . از آثار و اشعارش برمىآيد كه شاعر از علوم متداول زمان و دانشهاى اسلامى معمول روزگار بهرهء فراوان داشته است . وى در قصايد و قطعات و غزليّات و رباعيّاتش از ترك تعلّق و ايثار و گذشت سخن گفته . دوران عمرش كه ظاهراً بيش از شصت سال نبوده با يكى از پرآشوب‌ترين دورانهاى تاريخ ايران مواجه است . ديوان اشعارش بر اساس قديمترين دستنويس موجود اخيراً به چاپ رسيده است .

« * » [ قائم مقام احمد و محمود كردگار ] « * »

مقبولِ « انتَ مِنّى » و ممدوحِ « هل اتى » * قايل به قول لَو كُشِف 91 و دافع مضار
زوج بتول و ابن عم حضرت رسول * قائم مقام احمد و محمود كردگار
خيبرگشا و قافله سالار دين حق * مالك رقاب قنبر و داراى ذو الفقار
خورشيد را چه حدّ كه زند لاف روشنى * جايى كه گشته سايهء او مطلع النهار
در روضه‌اش كه قبلهء ارباب حاجت است * در درگهش كه هست مطاف اميدوار ،
از بس بود هجوم ملك بهر خاك بوس * گشته در آن ز بال ملك فرش استوار
گيرند قدسيان ز هوا بهر ميمنت * خيزد اگر ز تحت قدم اندر آن غبار
جايى كه گشت دوش نبى نقش مقدمش 92 * كلك مرا چه حد كه شود منقبت نگار
از پرتو عنايت اشراق منظرش * گرديده است گوهر خورشيد آبدار
حزمش اگر به آتش سوزان امان دهد * شايد كه مشتعل نشود شعله از شرار
هامش
( * ) ديوان لامع ، محمد رفيع بن عبد الكريم درميانى به كوشش دكتر محمود رفيعى - دكتر مظاهر مصفا ، تهران 1365 ش . )