تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
انبيا چندين چه مىكوشند در تعمير تو * گنج رحمت نيست گر در زير ديوارت دفين
هست اسمعيل يك قربانى لاغر ترا * كز نم خونش نكردى لاله‌گون روى زمين
گر زبان ناودانت چون قلم مىداشت شق * پاك مىشد از غبار معصيت روى زمين
ايمنند از آتش دوزخ پرستاران تو * حق‌گزارى شيوهء تست اى بهشت راستين
غفلت و نسيان ندارد بر مقيمان تو دست * برنچيند دانهء بى ذكر مرغى از زمين
هيچكس ناخوانده نتواند به بزمت آمدن * چون در رحمت ندارى گر چه دربان در كمين 89
هيچ تعريفىتر از اين به نمىدانم كه شد * در تو پيدا گوهر پاك امير المؤمنين
بهترينِ خلق بعد از بهترينِ انبيا * ابن عمّ مصطفى داماد خير المرسلين
تا نگرداند نظر حيدر نگردد آسمان * تا نگويد يا على گردون نخيزد از زمين
نقطهء بسم الهى ديوان موجودات را * در سواد تست علم اوّلين و آخرين
شهپر رفعت بود هر حرفى از ديوان تو * اين دو شهپر برد عيسى را به چرخ چارمين 90
سرفراز از اوّل نام تو عرش ذو الجلال * روشن از خورشيد رويت نرگس عين اليقين
چون لباس كعبه بر اندام بت زيبنده نيست * جز تو بر شخص دگر نام امير المؤمنين