تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
طالب آملى ( درگذشته به سال 1036 ه . ) ملك الشعرا محمد طالب آملى از شاعران قرن يازدهم هجرى است . آغاز زندگى را در مازندران گذراند و در همان ديار به سرودن شعر پرداخت . سپس به كاشان و مرو رفت و پس از چندى روى به هند نهاد و در دربار جهانگير سمت ملك الشعرايى يافت . طالب آملى در عهد جوانى چشم از جهان فرو بست . طالب طبعى قوى دارد و از لحاظ لفظ و معنى استادى نشان داده است . تشبيهات و تركيبات تازه همراه با خيال‌پردازيهاى دقيق در اشعارش ديده مىشود . وى علاوه بر ديوان ، منظومه‌اى به بحر متقارب موسوم به « جهانگيرنامه » سروده است . ديوانش چاپ شده است .

« * » قصيده در مدح مولاى متقيان على ( ع )

سحر كه بر مژه افروختم چراغ نگاه * به دست شعله شكستم كلاه گوشهء آه
بيا كه بىچمن عارضت مشبّك شد * نقاب ديدهء صبرم ز گاهگاه نگاه
به ياد وصل تو گر قفل ديده بگشايم * عجب كه از مژه‌ام بحر بگذرد به شناه
ز اشتياق نمك پاشى لبت هر دم * تراود از جگرم زخمهاى مرهم كاه
به دامن جگرم ريز تا به كى دارى * نهال قامت مژگان ز بار عمر دو تاه
ز بس نگه جگر آلوده زاده از چشمم * ز دامن مژه‌ام لعل پوش رسته نگاه
عجب ندارم گر شاهد خيال ترا * ز داغ زار دل تنگ من بود اكراه
بلى چه ذوق رسد طبع شوخ يوسف را * ز سير لالهء سيراب در نشيمن چاه
ز فيض درد تو آه محبّت آلودم * به كشت‌زار فلك سبز كرد مهر گياه
جبين بخت مرا خاكروب هر درگاه * زمانه ساخت كه روى زمانه باد سياه
هامش
( * ) كليّات اشعار ملك الشعرا طالب آملى ، به اهتمام و تصحيح طاهرى شهاب ، از انتشارات كتابخانهء سنائى ، تهران 1346 ه . ش .