تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦

ج

جباه : / پيشانيها ( جمع : جبهه ) و نيز : پيشگاه ، جلو جرير : / نام شاعرى از شعراى عرب جوزا : / نام برجى است از بروج آسمان ، نام صورتى از صور فلكى جنوبى به صورت مرد قائم به دو كرسى ، منطقه بسته و شمشيرى حمايل انداخته و به دست راست عصايى بالاى سر گرفته و دست چپ در آستين كشيده است . جوهر و عرض : / جوهر معرّب گوهر چيزى كه به ذات خود قائم باشد . عرض : / چيزى است كه قيام آن بوسيلهء جوهر باشد مانند : لوح و نقش و جامه و رنگ كه اولى جوهر و دومى عرض است . جيب : / دامن

ح

حبلى : / آبستن حربا : / آفتاب پرست ، جانورى از راستهء مارمولكان كه هر جا باشد خود را به رنگ آن در مىآورد حرز : / دعايى كه همراه خود داشته باشند ، طلسم و تعويذ حطب : / هيزم حفيظ : / نگهبان و موكّل بر چيزى حورا : / ( مؤنّث احور ) زن سپيد پوست سياه چشم ، زن بهشتى ، هر يك از حور العين حيل : / مكرها ، ترفندها ( جمع حيله )

خ

ختن : / داماد خدو ( خيو ) : / آب دهان ، تف خرق و التيام : / پاره شدن و باز پيوستن كه حكما آن را در افلاك منكرند خزف : / سفال خصم اوبار : / فرو برنده دشمن ، نابود كننده دشمن خطير : / بزرگ و عظيم و مهم خلّخ و چگل : / نام دو شهر است در تركستان كه به حسن خيزى معروف بوده است . خليع العذار : / آزاد و رها شده و سرخود ، افسار گسيخته . خورنق : / نام قصرى است كه نعمان بن منذر براى بهرام گور ساخت . خيام : / چادرها ، خيمه‌ها ( جمع خيمه )
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 146 | احمد احمدى بيرجندى