ج
جباه : / پيشانيها ( جمع : جبهه ) و نيز : پيشگاه ، جلو
جرير : / نام شاعرى از شعراى عرب
جوزا : / نام برجى است از بروج آسمان ، نام صورتى از صور فلكى جنوبى به صورت مرد قائم به دو كرسى ، منطقه بسته و شمشيرى حمايل انداخته و به دست راست عصايى بالاى سر گرفته و دست چپ در آستين كشيده است .
جوهر و عرض : / جوهر معرّب گوهر چيزى كه به ذات خود قائم باشد . عرض : / چيزى است كه قيام آن بوسيلهء جوهر باشد مانند : لوح و نقش و جامه و رنگ كه اولى جوهر و دومى عرض است .
جيب : / دامن
ح
حبلى : / آبستن
حربا : / آفتاب پرست ، جانورى از راستهء مارمولكان كه هر جا باشد خود را به رنگ آن در مىآورد
حرز : / دعايى كه همراه خود داشته باشند ، طلسم و تعويذ
حطب : / هيزم
حفيظ : / نگهبان و موكّل بر چيزى
حورا : / ( مؤنّث احور ) زن سپيد پوست سياه چشم ، زن بهشتى ، هر يك از حور العين
حيل : / مكرها ، ترفندها ( جمع حيله )
خ
ختن : / داماد
خدو ( خيو ) : / آب دهان ، تف
خرق و التيام : / پاره شدن و باز پيوستن كه حكما آن را در افلاك منكرند
خزف : / سفال
خصم اوبار : / فرو برنده دشمن ، نابود كننده دشمن
خطير : / بزرگ و عظيم و مهم
خلّخ و چگل : / نام دو شهر است در تركستان كه به حسن خيزى معروف بوده است .
خليع العذار : / آزاد و رها شده و سرخود ، افسار گسيخته .
خورنق : / نام قصرى است كه نعمان بن منذر براى بهرام گور ساخت .
خيام : / چادرها ، خيمهها ( جمع خيمه )