ادنى : / نزديكتر
ارغنون : / سازى است داراى سيمهاى بسيار كه يونانيان و روميان مىنواختند - ارگ
ازار : / لنگ ، زير جامه ، شلوار ، فوطه
ازرق : / كبود ، نيلگون ، كبود چشم
ازهر : / روشن ، روشنتر
اژدر : / اژدها ، مار بزرگ
اسپرم : / هر گل و گياه معطر
اصطفاء : برگزيدن
اصفر : / زرد ، زرد رنگ
اضرار : / ضرر رسانيدن ، گزند رساندن
اعتصام : / دست در زدن ، چنگ در زدن ، متوسّل شدن
اعمى : / كور
اغلال : / بندها ، بندهاى آهنين ( جمع غل )
التباس : / درهم آميختن ، پوشيدن كار بر كسى ، نهفتگى
امجاد : / بزرگواران ( جمع مجيد و ماجد )
انام : / مردم
انتكاس : / نگونسار گرديدن ، سرنگونى
انجذاب : / كشيده شدن ، ربودگى
اندفاع : / دور شدن ، بر كنار گشتن ، در ايستادن
انشاد : / شعر كسى را خواندن براى ديگرى - از برخواندن
انين : / ناله ، آواز سوزناك
اورنگ : / تخت و سرير
اهتداء : / راه بردن ، هدايت شدن
ب
باذل : / بذل كننده ، بخشش كننده
ببر بيان : / خفتان از پوست ببر كه رستم هنگام جنگ مىپوشيد .
بدست : / وجب
برغم : / بر ضد ، به عكس ( رغم : خاك آلوده شدن ، مكروه داشتن ، خوار شدن )
بر سرى : / بعلاوه