تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ادنى : / نزديكتر ارغنون : / سازى است داراى سيمهاى بسيار كه يونانيان و روميان مىنواختند - ارگ ازار : / لنگ ، زير جامه ، شلوار ، فوطه ازرق : / كبود ، نيلگون ، كبود چشم ازهر : / روشن ، روشنتر اژدر : / اژدها ، مار بزرگ اسپرم : / هر گل و گياه معطر اصطفاء : برگزيدن اصفر : / زرد ، زرد رنگ اضرار : / ضرر رسانيدن ، گزند رساندن اعتصام : / دست در زدن ، چنگ در زدن ، متوسّل شدن اعمى : / كور اغلال : / بندها ، بندهاى آهنين ( جمع غل ) التباس : / درهم آميختن ، پوشيدن كار بر كسى ، نهفتگى امجاد : / بزرگواران ( جمع مجيد و ماجد ) انام : / مردم انتكاس : / نگونسار گرديدن ، سرنگونى انجذاب : / كشيده شدن ، ربودگى اندفاع : / دور شدن ، بر كنار گشتن ، در ايستادن انشاد : / شعر كسى را خواندن براى ديگرى - از برخواندن انين : / ناله ، آواز سوزناك اورنگ : / تخت و سرير اهتداء : / راه بردن ، هدايت شدن

ب

باذل : / بذل كننده ، بخشش كننده ببر بيان : / خفتان از پوست ببر كه رستم هنگام جنگ مىپوشيد . بدست : / وجب برغم : / بر ضد ، به عكس ( رغم : خاك آلوده شدن ، مكروه داشتن ، خوار شدن ) بر سرى : / بعلاوه