تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

واژه‌نامه

آ - الف

آس : / دو سنگ بزرگ و گرد يكى در زير و ساكن و ديگرى در بالا و متحرك كه در ميان آنها غلّه آرد كنند ، و چون آن را با دست بچرخانند : دست آس و اگر با آب ، آسياب خوانند . . . ( نفيسى ) آونگ : / آويخته و معلّق آهيختن : / كشيدن و بركشيدن ، برافراشتن ابتر : / دم بريده ، ناقص ابر آذارى : / منسوب به ماه آذار ماه ششم از سال رومى كه اول بهار بود - ابر بهارى ( اين كلمه را گاه به صورت : آزار - مىنويسند ) ابرام : / اصرار و تأكيد و تقاضا كردن ، بستوه آوردن ، كارى را محكم كردن ، دو تا به كردن نخ و ريسمان احتراس : / خود را پاس داشتن و نگهداشتن احتشام : / حشمت و شكوه داشتن ، شأن و شكوه احصاء : / شمردن و شماره كردن