تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨

س

ساتگين : / پيالهء شراب خورى ساطع : / بلند ، روشن ، نورانى سبحه طرازان قدس : / فرشتگان ، ملائك سبق : / پيش رفتن و از ديگران درگذشتن سبيكه : / پاره‌اى از طلا و نقره گداخته سجيّن : / واديى است در جهنم ، زندان سحا : / گياه معطّر ، سدّه : / آستانه سرادقات : / سراپرده‌ها ( جمع سرادق معرّب سراپرده ) سرير : / تخت سعى : / دويدن ، تند رفتن ( از اعمال حجّ است كه بين دو كوه صفا و مروه انجام مىشود ) سقايت : / آب دادن ، شراب دادن سكّين : / كارد سلاسل : / زنجيرها ( جمع سلسله ) سماط : / سفره ، خوان سويدا : / زن سياه ، گشنيز ( مصفّر سوداء ) سويداء قلب : دانهء دل ، مركز دل سيماب : / جيوه

ش

شاهين : / قسمى از باز شكارى ، زبانهء ترازو ، چوب ترازو ، تكيه‌گاه شبرنگ : / اسب كميت تيره ، نام گلى سياه رنگ ، سنگى سياه كه بر آتش مىسوزد ، نام اسب سياوش شبه : / سنگ سياه شراك : / بند كفش شرفه : / كنگرهء عمارت شعار و دثار : / لباس زيرين و رويين ، راه و روش ، شمسه : / قرص زر اندوده شمع كسى يا چيزى را لگن كردن : / كنايه از خاموش كردن و نابود كردن است . شهمات : / كلمه‌اى است در بازى شطرنج ، يعنى شاه كشته شد يا شاه مات شد . شيم : / عادتها ، خويها ( جمع شيمه )
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى ) — صفحة 148 | احمد احمدى بيرجندى