س
ساتگين : / پيالهء شراب خورى
ساطع : / بلند ، روشن ، نورانى
سبحه طرازان قدس : / فرشتگان ، ملائك
سبق : / پيش رفتن و از ديگران درگذشتن
سبيكه : / پارهاى از طلا و نقره گداخته
سجيّن : / واديى است در جهنم ، زندان
سحا : / گياه معطّر ،
سدّه : / آستانه
سرادقات : / سراپردهها ( جمع سرادق معرّب سراپرده )
سرير : / تخت
سعى : / دويدن ، تند رفتن ( از اعمال حجّ است كه بين دو كوه صفا و مروه انجام مىشود )
سقايت : / آب دادن ، شراب دادن
سكّين : / كارد
سلاسل : / زنجيرها ( جمع سلسله )
سماط : / سفره ، خوان
سويدا : / زن سياه ، گشنيز ( مصفّر سوداء ) سويداء قلب : دانهء دل ، مركز دل
سيماب : / جيوه
ش
شاهين : / قسمى از باز شكارى ، زبانهء ترازو ، چوب ترازو ، تكيهگاه
شبرنگ : / اسب كميت تيره ، نام گلى سياه رنگ ، سنگى سياه كه بر آتش مىسوزد ، نام اسب سياوش
شبه : / سنگ سياه
شراك : / بند كفش
شرفه : / كنگرهء عمارت
شعار و دثار : / لباس زيرين و رويين ، راه و روش ،
شمسه : / قرص زر اندوده
شمع كسى يا چيزى را لگن كردن : / كنايه از خاموش كردن و نابود كردن است .
شهمات : / كلمهاى است در بازى شطرنج ، يعنى شاه كشته شد يا شاه مات شد .
شيم : / عادتها ، خويها ( جمع شيمه )