تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
( 1 )

هرزه‌گرايى امويان

پادشاهان اموى ، سراسر زندگيشان خوشگذرانى ، بيهودگى و فسق و فجور بود ، شب‌زنده‌داريهاى آنها پر از باده‌گسارى و آواز و رقص بود و نخستين كسى كه پى آوازه‌خوانى رفت و از ميان بنى اميه آوازه‌خوانها را جمع كرد يزيد بن معاويه بود كه همه را از مدينه طلبيد « 1 » و او به فسق و فجور تظاهر مىكرد و علنى باده‌گسارى مىنمود . از جمله خوشگذرانهاى بنى اميه ، وليد بن يزيد است كه ابن عايشهء آوازه‌خوان را طلبيد روزى او آواز خواند و چنان از آواز او به نشاط آمد كه گفت : احسنت به خدا قسم اى فرمانرواى من ! سپس جامه‌اش را درآورد و روى او انداخت و خود برهنه ماند تا وقتى كه جامهء ديگرى آوردند و هزار دينار به او بخشيد و بر استرى سوارش كرد و گفت : پدرم فدايت سوار استر شو و برگرد در حالى كه از حرارت آوازت مرا چون ديگ جوشان واگذاشتى . « 2 » ( 2 ) وليد ، آوازخوانى به نام « عطرد » را طلبيد و چون يك دهن آواز او را شنيد ، چنان تحت تأثير قرار گرفت لباس گلدوزىشده‌اى را كه در تن داشت پاره كرد و خودش را در حوضى از شراب انداخت ، و همچنان داخل حوض بود تا اين كه از مستى او را بمانند مرده‌اى بدر آوردند و چون به هوش آمد به عطرد گفت : گويا تو را مىديدم كه وارد مدينه شده‌اى و در مجالس آنجا نشست و برخاست مىكنى و مىگويى : امير المؤمنين مرا طلبيد و من بر او وارد شدم و او پيشنهاد كرد آواز بخوانم ، خواندم و او را به نشاط آوردم و او جامه‌اش را پاره كرد ! در حالى كه اين كار را كرده بود . به خدا سوگند كه اگر از آنچه اتّفاق افتاد حرفى از دهانت بيرون بيايد گردنت را مىزنم ، سپس هزار دينار به او عطا كرد و او هزار دينار را گرفت و به مدينه بازگرديد . « 3 »
هامش
( 1 - 2 ) الأغانى : 8 / 324 . ( 3 ) الأغانى : 2 / 226 .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 705 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى