تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
و تمايل به غنا بدان جا رسيد كه يزيد بن عبد الملك وقتى كه آن كنيز آوازخوان ( سلامة القس ) را از اربابش به بيست هزار دينار خريد ، مردم مدينه براى خداحافظى او بيرون رفتند و فضاى كاخ را پر كردند و آن كنيز در وسط آنها ايستاد و براى ايشان آوازخوانى كرد :
فارقونى و قد علمت يقينا * ما لمن ذاق ميتة من إياب
- از من جدا شويد در حالى كه من يقين دارم كه هركس طعم مرگ چشيد ديگر بر نمىگردد . و همچنان اين آواز را مىخواند در حالى كه مردم پشت سر او گريه و زارى مىكردند ! « 1 » يزيد بن عبد الملك حبابه را خريدارى كرد و او در نزد عبد الملك آواز مىخواند و در كنار وى مرد فروشنده‌اى كه از اهل مدينه بود نشسته بود ، ريش خود را جلو شمع گرفته بود و سوخت در حالى كه از شدّت خوش‌حالى به عمل خود توجّه نداشت . « 2 » مورّخان داستانهاى كم‌نظير فراوانى از زيادى تأثّر مردم مدينه از آوازه‌خوانى نقل كرده‌اند . ( 1 )

زنان آوازه‌خوان در مدينه

مدينه پر از زنان آوازه‌خوان شده بود ، و آنها نقش فعّالى در آموزش غنا به دختران و پسران و گسترش آوازه‌خوانى و اشاعهء بىبندوبارى و فساد داشتند و به حق جاى تأسّف است كه مدينهء پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - در عصر اموى مركز خوشگذرانى شده بود ، در صورتى كه اميد مىرفت كه مركز تمدن و فرهنگ دينى و منبع انتشار تفكّر و تمدن در جهان عرب و اسلام باشد ، جز اين كه امويان اين پديده را از بين بردند و مركزيّت دينى و سياسى آن را نابود ساختند .
هامش
( 1 ) الأغانى : 8 / 343 . ( 2 ) الأغاني : 6 / 316 .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 704 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى