خودش را زنده نگهدارد و اثاثيهء سادهاى كه داشته و با وجود آن در نهايت بينوايى و محروميت بوده ، نام برده است .
تمام تودههاى مردم مسلمان زندگى فقيرانهاى داشتند ، گشايش و رفاه را نمىشناختند و اقتصاد مردم به جيبهاى امويان و كارگزارانشان انتقال يافته بود .
( 1 )
خوشگذرانى امويان
امويان غرق نعمتها و خوشگذرانيها بودند ، جوانانشان در لباسهاى خز گرانقيمت و جامههاى عرشى بلند مىخراميدند ، به گونهاى كه گويى آنان مسكوكات زر رومى ( هرقلى ) بودند . « 1 » و عمر بن عبد العزيز جامهاى كه مىپوشيد ، چهارصد دينار قيمت داشت و با اين همه مىگفت : چه قدر خشن است ! « 2 » هارون بن صالح از پدرش نقل كرده ، مىگويد : ما به لباسشو ، پول زيادى مىداديم تا لباسهاى ما را به دنبال جامههاى عمر بن عبد العزيز از باقيمانده زيادى مشكى كه در آنها بود ، بشويد . « 3 » و مروان بن ابان بن عثمان هفت پيراهن مىپوشيد كه گويى درجه درجه است هر كدام كوتاهتر از ديگرى و بالاى همهء آنها ردايى عدنى به بهاى دو هزار درهم بر تن داشت . « 4 » مورخان مطالب كم نظير فراوانى از خوشگذرانى و بازيچه قرار دادن اقتصاد و ثروتهاى امّت را نقل كردهاند .
( 2 )
بخشش به شعرا
امويان در بخشش خود به شعرا افراط مىكردند و بخشش زيادى به يكى از شعراى دربار به نام احوص داشتند ، يك بار ، صد هزار درهم به او دادند « 5 » و مرتبهء
هامش
( 1 ) الاغانى ، چاپ دار الكتب : 1 / 310 .
( 2 ) طبقات ابن سعد : 5 / 246 .
( 3 ) الأغانى : 9 / 262 .
( 4 ) الأغانى : 17 / 89 .
( 5 ) الأغانى : 9 / 172 .