به حال بدهكاران است .
پدرم فدايش باد او هدايت را به ضلالت نمىفروشد و در راه خدا از ملامت ملامتگران باكى ندارد .
و ما به حمد اللّه از هنگامى كه به اين مسجد - خيف - محل ترس از محرمات وارد شدهايم كتاب او را مىخوانيم .
جايى كه كبوتران در امان از ترس ساكنند و جايى كه دشمن مانند دوست در مساوات به سر مىبرد .
پس دنيا به بقاى اهل دنيا شادمان نيست و هيچ شدت مصيبتى هميشگى نيست .
هركس را ديدى مطّلع مىسازى كه تو پناهندهاى بلكه پناهنده آن مظلومى است كه در زندان عازم است .
ما اطمينان داريم كه اگر زمام امور در دست ابن زبير بود يك نفر علوى را در روى زمين باقى نمىگذاشت و ليكن خداى تعالى به لطف خويش ريشهء سلطنت او را بركند و بساط پادشاهى او را برچيد .
( 1 )
سقوط حكومت ابن زبير
طبيعى است كه - به گفتهء عبد الملك بن مروان - حكومت ابن زبير پس از ابتلاى به بخل و خودكامگى و خودخواهى ، سقوط كند ؛ « 1 » سپاهيان اموى به سركردگى خونخوار جانى ، حجاج بن يوسف ثقفى به سمت او حركت كردند و وارد مكه معظمه شدند و ابن زبير به بيت اللّه الحرام به اميد سلامتى و نجات پناه برد به گمان اين كه پناهندگى او به بيت الحرام او را از حمايت بيشترى برخوردار خواهد ساخت و كسى به او تجاوز نخواهد كرد در حالى كه تصور غلطى بود زيرا كه سپاه اموى براى خدا عظمت و براى بيت حرمتى قائل نبودند و شروع كردند به
هامش
( 1 ) حياة الامام الباقر : 2 / 183 .