تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
احسانى بودى هرآينه به دوست مهربانت عمر و احسان مىكردى . « 1 » تحليل گران امور سياسى ، علت سقوط حكومت ابن زبير را به تنگ‌نظرى و بيچارگى ذاتى او نسبت مىدهند و مىگويند اگر حكومت به دست او بود فقر و بيچارگى در بين مردم شيوع پيدا مىكرد . ( 1 )

دشمنى او نسبت به علويان

ابن زبير ، خاندان پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - را كه خداوند دوستى آنان را بر هر مسلمانى واجب كرده است ، دشمن مىداشت و كينهء زيادى از آنان بر دل داشت و راجع به كينهء او نسبت به ايشان آمده است كه وى در خطبهء خود صلوات بر آل پيامبر ( ص ) را ترك كرد ، از علّت آن پرسيدند ، در جواب گفت : « پيامبر ، خاندان بدى دارد ، منتظرند كه نام او را ببرند وقتى هم كه نام او را مىشنوند سرهاشان را بالا مىگيرند ! . . . » « 2 » ابن زبير به ابن عباس مىگفت : من كينهء شما اعضاى اين خانه را از چهل سال پيش در دل دارم . « 3 » اين نابكار مقام عترت پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - را كه منبع تعقل و تفكر در اسلامند نشناخته گرفته و فضيلت پيامبر گرامى - صلّى اللّه على و آله - را بر امّت فراموش كرده و حال اين كه آن حضرت بود كه اينان را از زندگى بدبختانهء بيابانى نجات داد و كاخ مجد و عظمت را براى ايشان بنا كرد و ايشان را بر همهء امّتها و جوامع عالم سرورى بخشيد . ( 2 )

دستگيرى علويان

ابن زبير از علويان خواست تا با او بيعت كنند و آنها خوددارى كردند و گفتند تا تمام امت هم رأى نشوند ، ما بيعت نمىكنيم ، اين بود كه به مأمورانش
هامش
( 1 ) حياة الامام الباقر : 2 / 180 . ( 2 ) يعقوبى : 3 / 8 . ( 3 ) مروج الذهب : 3 / 26 .