تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
اسماء را بسوزاند . سخن مختار را به اطلاع اسماء رساندند و او از ترس فرار كرد در حالى كه مىگفت : ابو اسحاق ( مختار ) قافيهء شعرش را با نام من هماهنگ كرد ، به خدا قسم كه او سراى مرا آتش خواهد زد . و از كوفه فرار كرد . ( 1 )

براندازى عمومى

مختار در اجراى حكم اعدام هر كس كه در قتل سرور جوانان اهل بهشت امام حسين عليه السّلام شركت داشت بدون هيچ گذشتى بسرعت اقدام كرد ، همزمان دويست و چهل و هشت نفر را به قتل رساند ، « 1 » ناپاك پليد ، جنايتكار شمر بن ذى الجوشن فرار كرد و او از همه كس نسبت به امام حسين عليه السّلام كينه‌توزتر بود ، مأموران مختار در جستجوى او برآمدند تا اين كه او را گرفتند و به قتل رساندند و لاشهء او را جلو سگها انداختند ، و مختار پيوسته مىگفت : روش ما نيست كه قاتلان امام حسين عليه السّلام را زنده بگذاريم ، در آن صورت بد ياورى براى آل محمد - صلّى اللّه عليه و آله - بوده و در دنيا دروغگو خواهيم بود ، و من از خداوند بر ضد ايشان يارى مىطلبم . . . براستى كه نان و آب بر من گوارا نخواهد بود تا وقتى كه زمين را از لوث وجود ايشان پاك كنم . « 2 » و گروهى از كسانى را كه در كشتن امام حسين عليه السّلام شركت داشتند نزد وى آوردند ؛ از جمله عبد اللّه بن اسيد جهنى و مالك بن بشير بدى و حمل بن مالك محاربى مختار رو به ايشان كرد و گفت : « اى دشمنان خدا و رسول خدا ! حسين بن على كجاست ؟ او را به سوى ما برگردانيد ! شما كسانى را كه مأمور بودند بر آنها درود و تحيت بفرستند ، به قتل رسانديد . . . » جواب دادند : ما را به زور فرستادند ، بر ما منّت بگذار و ما را مكش . مختار فرياد برآورد و گفت :
هامش
( 1 ) كامل ابن اثير : 3 / 368 . ( 2 ) كامل ابن اثير : 3 / 369 .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 683 | الشيخ باقر شريف القرشي / محمدرضا عطائى