تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
آنان را مايهء عبرت قرار داد و در هركجا كه بودند پيگيرى مىكرد و سرهاى پليد آنها را از تن جدا نمود و اموالشان را مصادره كرد و خانه‌هايشان را ويران ساخت . ما به اختصار در ذيل به بعضى از اقدامات وى بر ضد ايشان اشاره مىكنيم : ( 1 )

اشاعهء ترس و وحشت

مختار ترس و وحشت به دل همهء قاتلان جنايتكار انداخت ، آن كسانى كه با خدا و پيامبر خدا ( ص ) جنگيده بودند و ريحانهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و سرور جوانان اهل بهشت را كشته بودند ؛ يكى از آنها فرار كرد ، و نزد عبد الملك بن مروان رفت تا در برابر مختار از او حمايت كند و شخصى از اين خونخواران خطاب به عبد الملك ، گفت : به نزد تو آمدم تا به من رحم كنى و دوستى مرا رعايت كنى ، و من تو را مدافع خود پنداشتم پس كجا شد آن دفاع ؟ « 1 » عبد الملك بن حجاج تغلبى فرار كرد و او از جمله كسانى بود كه در جنگ با امام حسين عليه السّلام شركت كرده بود ، به عبد الملك بن مروان پناهنده شد ، و به عبد الملك گفت : « من از عراق فرار كرده و به دربار تو آمده‌ام . . . » عبد الملك به سرش داد زد و گفت : « دروغ گفتى تو براى خاطر ما فرار نكرده‌اى بلكه از ترس انتقام خون امام حسين فرار كرده‌اى و از خون خودت ترسيده‌اى و به ما پناه آورده‌اى . . . » « 2 » از جمله كسانى كه ترس او را فرا گرفته و از وحشت متوارى شد ، اسماء بن خارجه بود و او از كسانى بود كه با امام حسين عليه السّلام جنگيده بود ، مختار دربارهء او گفت : بايد از آسمان ، تودهء آتشى فرود آيد و بايد آن آتش خانهء
هامش
( 1 ) عيون الأخبار ابن قتيبه . ( 2 ) حياة الامام الباقر : 2 / 176 .