ياران آن حضرت شنيده بود ؛ از او كه بسيارى از رويدادهايى را كه در بستر تاريخ اسلام اتفاق خواهد افتاد خبر داده بود ، موقعى كه ميثم با مختار در زندان طاغوت عبيد اللّه بن زياد بودند ، اسرارى را به او آموخت ، بنابراين آيا در اطلاعاتى كه ميثم به مختار داد او را مىشود متّهم به نبوت كرد ؟
( 1 )
جنبش بزرگ مختار
مختار نهضت بزرگ خود را با هدف ايجاد عدالت اجتماعى در بين مردم و گرفتن انتقام خون سالار شهيدان امام حسين عليه السّلام برپا كرد و مختار اساس قيام خود را خونخواهى امام حسين قرار داد و آن را شعار نهضت خود ساخت و در خيابانها و كوچههاى كوفه قوم خود را با اين فرياد « يا لثارات الحسين . . . » ندا داد و اين فرياد مؤثر در آسمان كوفه طنين انداخت و چون صاعقهاى بر سر خيانتكاران و مجرمين فرود آمد ؛ بر سر آن كسانى كه مرتكب زشتترين جناياتى شدند كه تاريخ انسانى ثبت كرده است .
نيروهاى خيرخواه و محروم او را اجابت كردند و به نهضت او پيوستند ، و اينك به قصيدهء بلند عبد اللّه بن همام سلولى شاعر اين نهضت گوش فرا مىدهيم تا در شعر خود ، راجع به اجتماع مردم به اطراف مختار و شور و هيجان و از شتافتنشان به جانب وى با ما سخن بگويد :
و في ليلة المختار ما يذهل الفتى * و يلهيه عن رود الشباب شموع
دعا : « يا لثارات الحسين ، » فاقبلت * كتائب من همدان بعد هزيع
و من مذحج جاء الرئيس ابن مالك * يقود جموعا عبيت بجموع
و من أسد وافى يزيد لنصره * بكل فتى حامي الذمار منيع
و جاء نعيم خير شيبان كلها * بأمر لدى الهيجا أحد جميع
و ما ابن شميط إذ يخرض قومه * هناك بمخذول و لا بمضيع
و لا قيس نهد لا و لا ابن هوازن * و كل أخو اخباته و خشوع « 1 »
هامش
( 1 ) تاريخ طبرى : 2 / 2 / 637 .