عليه السّلام با يزيد بيعت نكرد ، همچنان كه على بن عبد اللّه بن عباس نيز بيعت نكرد ، حصين بن نمير فورى نزد مسلم بن عقبه شتافت و گفت : خواهرزادهء ما بيعت نمىكند مگر آن كه على بن حسين بيعت كند ، علاوه بر اين ، او پسر عموى امير المؤمنين است و اگر نه بايد ما با هم بجنگيم ، اين بود كه او را از بيعت معاف كردند . على بن عبد اللّه در افتخار به خالوهايش كه او را در برابر اين طاغوت حمايت كرده بودند ، مىگويد :
أبى العباس قوم بني قصي * و أخوالي الملوك بنو وليعا
هم منعوا ذماري يوم جاءت * كتائب مسرف و بنو اللكيعا
أراد بي التي لا عز فيها * فحالت دونه أيد منيعة « 1 »
- پدرم عباس از قوم و قبيلهء بنى قصى و خالوهايم پادشاهان ، فرزندان وليع مىباشند .
آنان از آبروى من ، در روزى كه گردانهاى خرابكار و زنازادگان آمدند ، دفاع كردند .
آن كسانى كه هيچ شرف و كرامتى نداشتند ، قصد مرا كردند ، اما دستهاى با عزّت ، جلو آنها را گرفتند .
( 1 )
سرها در برابر يزيد
طاغوت جانى مسلم بن عقبه ، دستور داد سرهاى شهداى مدينه را به سوى شام ببرند به اين ترتيب سرها را حركت دادند و آنها را براى طاغوت بزرگ يزيد بن معاويه هديه فرستادند ، همين كه سرها را مقابل يزيد گذاشتند ، بسيار خرسند شد و به اشعار ابن زبعرى در روز جنگ احد تمثّل جست و گفت :
ليت أشياخي ببدر شهدوا * جزع الخزرج من وقع الأسل
لأهلوا و استهلوا فرحا * و لقالوا : يا يزيد لا تشل « 2 »
هامش
( 1 ) كامل مبرد : 1 / 222 ، كامل ابن اثير .
( 2 ) سيرهء ابن هشام : 3 / 143 ، ابن سلام : ص 89 .