متاعى داشت به غارت ببرند به ويرانهاى تبديل نمودند و مقدر چنين بود كه بتپرستى اگر چه يك مرتبه هم كه شده ، در برابر اسلام پيروز شود ، آن بتپرستى كه - بنا به گفته مورخ اروپايى - اين بار انتقام خودش را از اسلام گرفت . . . و اين چنين از اسلام نسبت به رحمت و مدارايى كه روز پيروزى بر ايشان ابراز داشته بود ، قدردانى كردند .
و اما خوبان اهل مدينه ، بعضى كشته شدند و بعضى براى نجات جان خودشان به جاهاى دوردست فرار كردند و اما اندكى از ايشان كه در مدينه ماندند ، اسير و بردهء يزيد بن معاويه شدند و هر كدام از آنها هم كه خوددارى كرد با آتش ، روى گردنش را داغ كردند تا نشانى از آن ذلّت باشد . « 1 »
( 1 )
امام با مسلم بن عقبه
امام زين العابدين عليه السلام ، از اين جنايتكار پليد ، احساس خطر مىكرد زيرا ديد حرمت مدينهء منوره را از بين برده و خونهاى مسلمين بناحق ريخته شده است از اين رو اين دعا را مىخواند :
« رب كم من نعمة انعمت بها عليّ ، قلّ لك عندها شكري ، و كم من بلية ابتليتنى ، بها قلّ عند بلائي بها صبري ، فلا تخذلني يا ذا المعروف الذي لا ينقطع أبدا ، يا ذا النعماء التي لا تحصى عددا صلّ على محمد و آل محمد ، و ادفع عني شره ، فإني أدرأ بك في نحره ، و استعيذ بك من شره . . . » « 2 »
« پروردگارا چه بسيار نعمتى كه به من مرحمت كردهاى اما من كمتر شكر و سپاس تو را گفتم و چه بسيار گرفتارى كه مرا بدانها مبتلا كردى اما من در وقت گرفتاريم كمتر صبر و شكيبايى به خرج دادم پس اى خدايى كه
هامش
( 1 ) معاوية بن ابى سفيان : ص 265 - 266 .
( 2 ) بهجة الابرار ، قانى .