تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
رسيدند و آنجا را به محاصرهء خود درآوردند ، مردم مدينه بپاخاسته بودند و به حفر خندق اقدام كردند ، همان خندقى را كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در جنگ احزاب كنده بود ، دوباره گود كردند ، و شاعر ايشان خطاب به يزيد ، مىگفت :
إن بالخندق المكلل بالمج * د لضربا يبدي عن النشوات لست منا ، و ليس خالك منا * يا مضيع الصلوات للشهوات فإذا ما قتلتنا فتنضر * و اشرب الخمر و اترك الجمعات « 1 »
- همانا خندقى كه تاج عظمت بر سر دارد ، خود بيانگر نوعى از افتخارات است . ( اى يزيد ) نه تو از مايى و نه خالوى تو از ماست ، اى كه به خاطر شهوات ، نمازها را ضايع مىكنى . پس هرگاه ما را به قتل رساندى شادمان باش ، مىگسارى كن و نمازهاى جمعه را واگذار . ( 1 )

ورود به مدينه

نيروهاى يزيد امكان ورود به مدينه را نداشتند جز اين كه عبد الملك بن مروان به اشارهء پدرش نزد مسلم بن عقبه شتافت و او را بر جاهاى خالى از مراقبت راهنمايى كرد و از آن طريق سپاهيان يزيد توانستند به داخل شهر نفوذ كنند و دو سپاه در يك نبرد خونين درگير شدند و در آن ، قهرمان بزرگ اسلام عبد اللّه بن حنظله با پسرانش و نخبه‌اى از مهاجران و انصار به شهادت رسيدند و در اين واقعهء مدينه هشتاد تن از اصحاب پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله - را از دست داد . بطورى كه يك نفر از مجاهدان بدر باقى نماند و همچنين هفت صد تن از قريش و انصار و
هامش
( 1 ) التّنبيه و الإشراف : ص 263 .